| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
جستارهايي از تاريخ صهيونيزم مسيحي
از وقفه اي كه پيش آمد جدا ً عذر مي خواهم . بحرانهای ناشی از سلطه گری امپریالیسم غربی ، در چند ساله اخیر رنگ و بویی مذهبی یافته است . اینکه مسیحیان متعصب و حاکمان غربی منتسب به آنها چگونه بر تن جنایت لباس دیانت می پوشانند و نیز ریشه های کهن این موضوع ، دست آویز نگارش این مقاله کوتاه است که امیدواریم در آینده ادامه یابد ... جواد نوائيان رودسري واژه صهیونیسم مسیحی برای کسانی که در این وادی به پژوهش نپرداخته اند ، واژه ای تازه و در عین حال ناآشناست . بسیاری به سبب پیوند نومحافظه کاران حاکم بر جامعه آمریکا با صهیونیسم مسیحی ، این پدیده را زائیده قرن حاضر و جامعه ایالات متحده می دانند ، گروهی نیز آنها را در حقیقت یهودیانی می دانند که نزد دیگران به مسیحی معروف شده اند . اگر چه تعبیر دوم به مفهوم این واژه اندکی نزدیک است ، ولی هیچ گاه نمی تواند آنرا در بیان عام و به شکلی کامل معرفی نماید . برای آنکه بتوانیم این بحث جذاب و در عین حال، با بار اطلاعاتی کم در جامعه را باز کنیم ، باید مقدمتا ً مباحثی را مطرح کنیم که طرح آنها برای کسانی که علاقمند به کنکاش در این وادی اند ، خالی از استفاده نخواهد بود . به گواهی انجیل امروزی ، عیسی (ع) رسالت خویش را ابتداء به سوی قوم بنی اسرائیل یا همان یهودیان زمان خویش می داند ، او آمده است تا احکام تورات را تعدیل کند وآیین مهر و محبت را که در عصر وی مهجور و متروک شده بود ، زنده سازد . بنابراین پیش از توجه به هر مسئله ای نباید فراموش کرد که مسیح (ع) در نزد عامه یک پیامبر یهودی محسوب می گردید و به همین دلیل در میان بنی اسرائیل مادامی که وی خویشتن را " ماشیح " یا همان مسیحای قوم یهود معرفی نکرده بود جایگاه خاص و احترام خویش را دارا بوده است . این مطلب از آنجا استفاده می گردد که بر اساس تاریخ مسیحی امروز ، وی در بدو ورود به اورشلیم مورد استقبال عامه قرار گرفته و تکریم شده است ، اگر چه اناجیل این موضوع را به پذیرش مسیح بودن او نزد قاطبه مردم مربوط می کنند ، اما این امر با تناقضاتی که انجیلها در اینباره دارند قابل قبول نیست . بد نیست یادآوری کنیم که ظهور پیامبر در میان یهودیان چیزی عادی محسوب می شده است و حتی پیامبران
ظهور کابالیسم و تفاسیر عارفانه از متون قدیمی دین یهود ، به یک یهودی اهل اورشلیم به نام شمعون در سده دوم میلادی باز می گردد . وی با تألیف کتابی به نام ظهر ( zohar ) از نظر پژوهشگران غربی بنیانگذار فن و روش و اصول کابالیسم ، یا در مفهوم یهودی آن قبّالا ست . البته در اینکه چنین شخصی مؤلف ظهر باشد به شدت تشکیک شده است ، اما به هر حال وی مدعی بوده که کتاب او تفاسیر و حقایقی است که از عهد موسی نسلا ً بعد نسل به او رسیده است و در بر گیرنده مسائل پیشگویی آخرالزمان و مشابه آن از دیدگاه یهودی است .
کابالا نیز به عنوان یک گرایش رازورانه در یهودیت به عنوان یک روش برای پیشگویی بازگشت مسیح به زمین ، از طرف پروتستانهای افراطی به شدت مورد توجه قرار گرفت . گروههای فراوانی از مسیحیان پروتستان که غرق در خیالات و اوهام ناشی از مطالعه عهد عتیق بودند ، به روشهای کابالا به مثابه یک جدول کشف رمز برای دریافت رموز موجود در کتاب مقدس می نگریستند و پیشگوییهای کتاب مقدس را زمینه ای برای ظهور مجدد مسیح فرض می کردند ، به همین دلیل سالها پیش از آنکه تئودور هرتصل بنیانگذاری دولت یهود در فلسطین را اعلام کند ، پروتستانهای افراطی در قالب فرقه هایی نظیر پیوریتانهای انگلیس ، به جستجوی اسباط گمشده بنی اسرائیل در سراسر جهان می پرداختند تا با جمع کردن آنها در فلسطین و تحقق پیشگوییهایی که مبتنی بر فنون کابالا بود ، ظهور مسیح را تسریع کنند !!! و آنقدر آن را از حد به در بردند که یکی از کشیشان انگلیسی بر پایه استدلالات خودش انگلیسی ها را از نسل یکی از فرزندان یعقوب و در نتیجه آنها را یکی از اسباط گمشده اسرائیل دانست !!! این تصورات اخلاقیات خاص خودش را به دنبال داشت . پیوریتانها پس از مهاجرت به آمریکا ، آن هم به صورت دسته جمعی ، نخستین مستعمره نشینها را در قاره جدید در کنار یهودیان مارانو تشکیل دادند و هم آنان بودند که آمریکا را ارض موعود و سرخ پوستان را کنعانیان ***** فرض کرده و به فجیع ترین وضعی ، بر طبق کتب یهودی و تفاسیر کابالیستی ، قتل عام کردند و بنیانگذار فرهنگی شدند که امروز شاهد حکومت آن بر سیاستمداران آمریکا نیز هستیم و صد البته نظام الیگارشی و سرمایه داری جهانی توانست با تکیه بر چنین اخلاقیاتی راه را برای دست اندازی بر ثروتهای بیشتر و منابع غنی تر باز کند و این سرآغاز و سبب پیدایش دینی مسیحیت صهیونیستی است . پینوشتها : · ** پولس ، نام اصلی او شائول بوده است . وی یک روحانی یهودی مخالف مسیحیت بود که بعدها بدان علاقه مند شده ، به مسیحیت گروید و به عنوان دوین رهبر مسیحیان پس از عیسی قلمداد می شود . کتاب مقدس مسیحیان تعدادی از نامه های او را در بر دارد . وی در غرب به سنت پل ( پولس مقدس ) مشهور بوده و تلفظ پولس یونانی و در معنای شائول است . · *** برای اطلاعات جامع در این زمینه به مجموعه کتب « زرسالاران یهودی و فارسی ، استعمار بریتانیا و ایران » نوشته استاد معظم تاریخ ، عبدالله شهبازی ، مراجعه کنید . · **** ذکر این نکته برای برخی ضروری است که تعبیر کتاب مقدس برای مسیحیان ، کتابی است مرکب از عهد عتیق ، شامل تورات و کتب انبیاء بنی اسرائیل که مورد پذیرش یهودیان نیز هست ، و عهد جدید مرکب از چهار انجیل متی ، لوقا ، مرقس و یوحنا ، بعلاوه نامه های حواریون و بلاخص پولس و نیز مکاشفات یوحنا که مورد آخر به شدت مورد توجه مسیحیان صهیونیست است . · ***** بر طبق تورات اقوام حاکم بر فلسطین بودند که قدرت فراوانی داشته و همواره با یهودیان در جنگ بوده اند ، بر طبق روایات جالوت معروف قرآن از آنهاست .
|+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 9:42 |
روز قدس روز اسلام
ما معمولا ً وقتی از حمایت مردم ایران از ملت فلسطین سخن می گوییم ، تنها به حوادث و حمایتهای بعد از انقلاب در ایران می پردازیم و از حمایتهای پیش از انقلاب سخنی به میان نمی آوریم . جالب اینجاست که جهان عرب نیز به خاطر به رسمیت شناختن رژیم اشغالگر قدس ( به صورت دوفاکتو ) توسط رژیم پهلوی همواره به مسلمانان ایرانی سرکوفت زده اند و آنها را سرزنش کرده اند ، بگذریم از اینکه زمان آن روی سکه را هم نشانمان داد و دیدیم که حاکمان سرسپرده عرب که تنها به منافع خود می اندیشند چگونه به آرمانهیشان پشت کردند و رذالت را به پایه ای رساندند که برای نابودی حزب الله لبنان که یگانه مقاومت در خور ستایش در برابر صهیونیستهاست دست دژخیمان اسرائیلی را به گرمی فشردند . اما ایران ، به عنوان کشوری مسلمان هرگز خود را از سایر مسلمین جدا ندانسته و مسئله فلسطین را از همان روزهای اول به صورتی جدی دنبال و نسبت به آن واکنش نشان می داده است . اینبار می خواهیم به اولین خیزش جدی و واکنش قاطع مردم ایران در سال 1326 شمسی نسبت به تأسیس رژیم اشغالگر قدس به رهبری مجاهد مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی بپردازیم ، گو اینکه در این واکنش نباید از نقش شهید نواب صفوی چشم پوشید . اما غم انگیز اینجاست که با کودتای 28 مرداد سال 1332 و بازگشت دیکتاتوری پهلوی تمام این حوادث به فراموشی سپرده شد و مبارزان چاره ای جز معطوف ساختن توجه خویش به وضعیت اسفبار داخل نداشتند . آیت الله کاشانی توانست در یک راهپیمایی حدود یک پنجم جمعیت تهران آنروز را در حمایت مردم مظلوم فلسطین و محکومیت صهیونیستها به میدان بیاورد و اولین اعتراض عمومی و جدی را در این زمینه در جهان اسلام شکل دهد و به حمایت از قضیه فلسطین ماهیتی اسلامی بدهد ، کاری که مبارزان عرب سالها وقت لازم داشته و دارند تا معنا و مفهوم آنرا درک کنند . در آنروز وی خطابه ای آتشین ایراد کرد که ما اهم آنرا برای شما نقل می کنیم : « بسم الله الرحمن الرحیم .... متأسفانه در نتیجه تحولات و پیدایش سیاستهای بوقلمونی جهانی و به خصوص روی کار آمدن حکومتهای جبار و تبهکار و نفوذ سیاست و مداخلات خائنانه و استقلال شکنانه شوم دول استعماری ، زنجیر اتحاد و یگانگی و آن معنویت و برابری را که اسلام به دور خود کشیده و با نیروی ایمان دانه های آنرا محکم به هم متصل و پیوست نموده بود از یکدیگر گسیخته و خاک ذلت بر سر مسلمین عموما ً ریختند .... بطوریکه پیغمبر فرمود : « المومنون کبنیان ٌ واحد ، یشد ّ بعضا ً بعضا ً » یعنی مسلمانان مانند اجزای یک ساختمانند که یکدیگر را نگاهداری می نمایند ، اسلام حدود و ثغوری برای مسلمین تعیین نکرده و نقطه و یا سرزمین معینی را برای وطن آنها قرار نداده است و همه مناطق و ممالک اسلامی وطن مسلمین است و بر مسلمانان لازم نموده است که اگر چنانچه برای برادران مسلمان زحمت و مشق .... بعضی دول بدون مجوز قانونی ، فلسطین را ، که از مراکز مقدسه اسلام و محل مسجد الاقصی که قبله اول مسلمین می باشد و سالیان دراز مسکن و وطن مسلمین به شمار می رفت و بر آن حکومت می کردند و در طی صدها سال جنگهای خونین صلیبی و دادن هزاران کشته نتوانستند این سرزمین را از چنگال مسلمین به درآورند ، وطن یهودیانی که که از نقاط مختلفه عالم به آنجا مهاجرت کرده شناخته اند . در صورتیکه حکومت اسلام از قدیم الایام بر فلسطین حقی ثابت است و مسلمین دنیا و به خصوص ملت ایران چنین اجازه ای را نمی دهند که متجاسرین یهود که ذلیل ترین ملل عالمند به این حق ثابت دست تعدی دراز نموده و با چنگالهای آلوده به فساد و ظالمانه و خود خانمان برادران مسلمان ما را در هم ریخته و خون آنان را بیرحمانه بریزند . .... تمام ممالک اسلامی دنیا وطن ماست و ما نیز با تمام قوا جانا ً و مالا ً نسبت به سهم خود باید از آنها حمایت کنیم و از حفظ منافع و مصالح عالیه مسلمین کوتاهی ننمائیم ... . » ( 1 )
1- متن سخنرانی از کتاب مجموعه پیامهای آیت الله کاشانی ، جلد 1 ، صص 41-45 |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 16:28 |
وعده نیاکانی ، دروغ بزرگ ، قسمت آخر
دوستان سلام بسیار خوشحالم که توانستم آخرین بخش مقاله ام را در اختیار شما خوبان قرار دهم ، خوشحال می شوم مرا با نظراتتان مفتخر کنید . امیدوارم بتوانم در آینده نظر شما عزیزان را به بهترین نحو تامین کنم . قسمتهایی از آخرین قسمت : " ... شخصیت تصویر شده از ابراهیم در تورات با سیره آرمانخواه او در سایر ادیان توحیدی به شدت متناقض است و در حقیقت شخصیت فوق العاده او که برای انسانهای سده های بعد سمبل آزادی خواهی ، حقیقت جویی و دفاع از مظلومان و محرومان و نیز دل بریدن از زندگی دنیوی و دل بستن به رضای الهی و کسب نعمات اخروی است ، برای دفاع از یک اعتقاد پوچ و بی محتوای قبیله ای و عشیره ای در حد یک شیخ شهوت پرست و مالدوست که صاحب و واجد بی حمیّتی و بی غیرتی است تنزل یافته و به دنبال آن برای تاکید بر همان آرمان مسخره و متعصبانه و نژادپرستانه به شخصیت او وصله هایی مانند ترسو بودن و دنیا طلب بودن نیز چسبانده شده است . ... " " ... تصویر ابراهیم در تورات آنقدر ساختگی است که خواننده منصف از خود می پرسد : « ابراهیم در دوران پیامبری اش پیام خدا را به چه کسانی منتقل ساخته و چه قوم یا گروهی را به راه راست هدایت نموده است ؟ و این چگونه پیامبری است که زندگی اش شبیه شیوخ قبایل بدوی است که تنها به سود خود می اندیشند و بس و نه ارشاد و راهبری انسانها به سوی سعادتی که تمام پیامبران الهی از آن دم زده اند .» و اگر ابراهیم چنین شخصیتی بوده ، زندگی اش چه برتری و رجحانی بر سایر مردم داشته است تا دیگران او را پیشوا و سرلوحه یکتا پرستی بدانند حال آنکه او نخستین یکتا پرست هم نبوده است ؟ ... "
و اینک ادامه مطلب ... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 14:17 |
وعده نیاکانی ، دروغی بر تارک تاریخ قسمت سوم
دوستان سلام عذرم را بپذیرید که در این " بیش از" یکماه نتوانستم مطالب را به روز کنم . گرفتاریهای درسی و کاری شایع که همه شما با آنها آشنا هستید اجازه . مجال این امر را نداد . خوب ! حالا با ادامه مقاله در خدمتتان هستم . اما قبل از ادامه مقاله باید یادی بکنم از دو عزیز از دست رفته که با گذشت چند دهه از هجرتشان ، همواره جای خالیشان به چشم می آید ، زنده یاد دکتر علی شریعتی ( شهید شاهد ) و سردار سرافراز و عارف اسلام شهید دکتر مصطفی چمران ، که هفته گذشته سالروز هجرت غم انگیز این دو بزرگ بود ، امیدوارم همه ما بتوانیم با درک بهتر به گذشته نگاه کنیم . اینک ادامه مقاله را که خلاصه ای از زندگی ابراهیم (ع) در تورات است را با هم مرور می کنیم ؛ در ضمن یادآوری می کنم که دفعه آینده قسمت آخر مقاله را در اختیار شما خوبان قرار خواهم داد . بد نیست خوانندگان علاقه مند پیش از مطالعه ادامه مطلب نیم نگاهی به قسمتهای گذشته در آرشیو داشته باشند ؛ برای مطالعه ادامه مقاله روی " ادامه مطلب " در پایان همین پست کلیک کنید .
" آنان که رفتند کاری حسینی کردند و آنان که مانده اند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدیند . " دکتر علی شریعتی
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 9:0 |
وعده نیاکانی ، دروغ بزرگ قسمت دوم
ارض موعود ، دروغی بر تارک تاریخ ؛ « در آنروز خداوند عهدی با ابرام بسته گفت : که این زمین را از از نهر مصر تا نهر بزرگ که نهر فرات است به ذریه تو خواهم داد .» دین یهودی به گواهی تاریخ درخاورمیانه رشد و نمو یافته است . منطقه ای که به لولای سه قاره معروف بوده و مهد بزرگترین اختراعات بشری و جلوه گاه سترگ ترین تمدنهای عالم باستان شمرده می شود . تاریخ باستان این منطقه مملو از شاهکارهای بزرگ تمدن بشری است و در آن اقوام گوناگون در کنار یکدیگر زیسته و به اقتضای روزگار خویش هر یک خوشه چین میوه اندیشه های نو همسایگان خود بوده اند . ...
و اینک ادامه مقاله را در ادامه مطلب ( لینک پایین صفحه ) مطالعه کنید
والاپیامدار محمد ! گفتی که یک دیار ، هرگز به ظلم و جور نمی ماند ، بپا و استوار ! آنگاه تمثیل وار ، کشیدی عبای وحدت ، بر سر پاکان روزگار . *** در تنگ پر تبرک آن نازنین عبا ، دیرینه ، ای محمد ! جا هست بیش و کم آزاده را ، که تیغ کشیده است ، بر ستم !؟
یکهزار و چهارصد و سی و ششمین سالروز تولد پیامبر اسلام مبارک باد ۳۰ اردیبهشت ماه سال ۵۱ خورشیدی پیش از هجرت ۱۸ ماه می سال ۵۷۱ میلادی
به همین مناسبت آهنگ ترانه فوق را دانلود کنید . (ترانه وحدت اثر فرهاد مهرداد )
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 12:18 |
وعده نیاکانی ، دروغ بزرگ قسمت یکم
اشاره : "آمارهایی که حتی از جانب دولت غاصب صهیونیستی اعلام شده اند نشان می دهد که تنها 15% مردم اسرائیل مذهبی هستند ؛ ولی این گونه تفکر در سطح جامعه اسرائیل مانع از آن نشده است تا بیش از 90% آنها ادعا کنند که این سرزمین را خداوند به آنها ارزانی داشته است ... همان خدایی که آنها به وجود او باور ندارند !!!!" روژه گارودی
مقاله ای که پیش رو دارید در سال 1384 به منظور شرکت در همایش دوخط آبی باطل توسط مدیر همین وبلاگ ( جواد نوائیان رودسری ) نگاشته شده و از سوی کمیته داوران این همایش به عنوان اثر برگزیده انتخاب گردیده است ؛ به طور مفصل به نقد و بررسی ریشه های مذهبی م به دلیل حجم بالای مطلب سعی کرده ام تا آن را در چند قسمت ارائه کنم ، امیدوارم محققین و پژوهشگران عزیز و نیز سایر علاقه مندان ضمن مطالعه و استفاده از مقاله ؛ مرا از نظرات فاضلانه خود محروم نسازند . گفتنی است که این مقاله برای اولین بار منتشر شده و از طریق وبلاگ نوائیان در اختیار شما عزیزان قرار می گیرد ، همچنین مطالب مربوط به پینوشتها در پایان انتشار آخرین قسمت مقاله در اختیار شما قرار خواهد گرفت . در ضمن یادآوری می کنم که برای مشاهده بهتر متنهای موجود در وبلاگ اندازه text size خودتان را بر روی smaller تنظیم کنید .
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 17:27 |
ايران در آستانه ظهور رژیم اشغالگر قدس وارتباط با آن
معمولا ً زیاد از وقایع ایران مقارن با شکل گیری و پایه گذاری رژیم اشغالگر قدس ، سخنی به میان نمی آید . در آن سالها ايران اوضاع بدي را مي گذراند ،انفلاب مشروطه کاملا منحرف شده بود ،دولت بي کفايت قاجار دست اندر کار تاراج و دوشيدن ملت بود. بدتر از همه اينها کشور در معرض حمله اجانب قرار گرفته بود. این دوره همزمان با کشتار و مرگ و میر ساکنان ایران است . مردم گروه گروه در کام مرگ فرو می رفتند و این خود از سیاستهای بریتانیا بود که به تعبیر دکتر محمد قلی مجد خود واقعی ترین هولوکاست قرن
سر آغاز فعاليت صهيونيستها در ايران به اواسط دوره قاجار وعهد ناصرالدين شاه بر ميگردد. ناصرالدين شاه در سفر دوم خود به اروپا با واسطه گري ميرزا ملکم خان با نمايندگان آليانس (واحد آموزشي يهوديان که تحت حمایت مالی روچیلدها قرار داشت )ديدار وتوافق ضمني خود را با تاسيس اين مدارس در ايران اعلام کرد.اين مدارس زير نظر دولت فرانسه قرار داشت.به دنبال اين توافق به سال1896اولين مدرسه از اين نوع در تهران ايجاد شد که بعدها شعبه هايي رادرساير شهرها نظير اصفهان تاسيس گردید. اين مدرسه از کمکهای فراوان انجمن بني اسرائيل فرانسه سود ميبرد وخود را ملزم به پاسخ دادن به بازرسان وزارت وقت ايران بدون حکم سفارت فرانسه نمي دانست. به دنبال صدور اعلاميه بالفور در سال 1917 درايران انجمن همخوقت عبر براي تقويت زبان عبري يهوديان پديد آمد . اعضاي نخستين انجمن فوق عبارت بودند از: سليمان کهن صدق ،مرتضي هودايان،نهوراي باروخ،ميرزا داود اهرون؛سليمان حييم (نويسنده فرهنگ انکليسي-فارسي)و... مقارن با اشغال فلسطين توسط انگليسي ها پس ازجنگ جهاني اول گروهي از بازرگان نماهاي يهودي مقيم ايران ضمن جمع آوري پوندهاي طلا از ميان مردم ايران ومنطقه وانتقال آنها به خارج ارزش برابري پول را بالا برده و باعث سقوط قيمت زمين در فلسطين ش از ديگرسو وقوع ماجراهايي نظيرواقعه پائيزشيراز(1910) ودرگيري خيابان سيروس تهران(1904) پاي امريکايي ها وانگليسي ها را در حمايت از يهوديان ايران باز کرد. به لحاظ ديپلماتيک ايران به منتهای ضعف رسيده بود.در آن زمان ايران در قدس کنسولگري نداشت و فقط گاهي ماموراني براي انجام امور اعزام مي شدند.دقيقا" مقارن حضور صهيونيستها در فلسطين سفير ايران در سوريه و فلسطين عين الملک هويدا ( پدر امیر عباس هویدا و از سران معروف بهائیت )* بود که به واسطه مرکزيت اين فرق در عکای فلسطين تمام همّ خود را مصروف رفع مشکلات افراد فرقه خود می نمود . وی به ميزان قابل ملاحظه اي از توجه ديپلماتيک ايران به مسئله فلسطين کاست . --------------------------------------------------------------------------------------------- * اگر فرصتی دست داد در باره هویدا بیشتر سخن خواهیم گفت |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 18:47 |
حماس ، صدام و چند نکته !!!
دوستان عزیز سلام می دانم که باید مقاله هولوکاست را ادامه دهم ، اما اخیرا ً وضعیتی پیش آمده است که ناچار از توضیح پاره ای از موارد برای برخی از دوستان هستم . امیدوارم از خواند مقاله لذت ببرید و ضمن نظر دادن آنرا به دوستانتان نیز توصیه کنید . قبلا از طولانی بودن متن عذر می خواهم ولی چه کنم که چاره ای نیست . جواد نوائیان رودسری
بدون شک جهان تا کنون مانند صدام را به ندرت دیده است . انسانی که زندگی سراسر جنایت او همگان را به حیرت وامیدارد . کسی که جوانی خویش را با ترور رهبر محبوب عراق – ژنرال عبدالکریم قاسم – آغاز کرده و از آن پس تا پایان عمر پرونده ای چندین ده هزار صفحه ای از جنایات خود باقی گذارده است که بررسی تمام آنها تا پایان عمر طبیعی او غیر ممکن بود . ولی برای ما در ایران که طعم تلخ 8 سال جنگ خانه مان برانداز تحمیلی و پس لرزه های پس از آن را چشیده ایم و در خلال این جنگ نابرابر بهترین جوانان انقلابی و آینده دار این مرز و بوم را دست داده ایم ؛ در آماج گلوله های آخرین مدل صدام ، هرگز سلاحهای اسرائیلی را فراموش نخواهیم
1- مسئله قدس یک مسئله اسلامی و نه عربی است و کوشش ما در راه آزادی آن به عواطف و احساسات بیش از یک میلیارد مسلمان سراسر دنیا و نه تنها اعراب مسلمان باز می گردد . 2- مسئله اسرائیل برای ما یک مسئله ملی محسوب می شود . چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیستها جز در به بند بودن ما آرام نخواهند بود و اصولا برای کشوری چون ما با چنان سابقه تمدنی و فرهنگی اصلا برازنده نیست که تحت حاکمیت اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی یک مشت جهود نژاد پرست قرار گیرد ( مانند آنچه در رژیم گذشته رخ داده بود ) . جامعه فلسطین مردم فلسطینی ( و نه اسرائیلی ) رقم بالایی از جمعیت را شامل می شوند که امروزه در سراسر گیتی از آمریکا تا ژاپن پراکنده اند . کشور آنها که تا پیش از جنگ جهانی اول یکی از اقمار عثمانی به حساب می آمد متشکل از املاک خوانین ترک و تعدادی از خانواده های قدیمی مانند « حسینی » بود . اگرچه امروزه فلسطینی ها ادعای روشنفکری در آن عصر را دارند ولی واقعیت امر آنست که حتی پس از قیام شیخ عزالدین قسام – که امروزه او را چون اسطوره ای ستایش می کنند – کسی به یاری او برنخواست و سرانجام غری
ظهور حماس
حماس در میان سایر گروههای فلسطینی نسبتا ً تازه نفس است . این گروه با رهبری معنوی شهید شیخ احمد یاسین شکل گرفته و پایه گذاری شد . ظهور این گروه به همراه جهاد اسلامی نوید از یک تولد دوباره در حیات اسلامی فلسطین میدهد که بتواند این مردم مظلوم را با یک وحدت مبتنی بر اسلام گرد هم آورد و این خود مسئله مبارک و میمونی است . حماس تا پیش از به قدرت رسیدن در فلسطین عملیاتهای بسیاری را بر علیه مواضع اسرائیل و حتی حکومت خودگردان ترتیب داد و تعدادی از نیروهایش در این راه به شهادت رسیدند ، تعدادی از رهبران حماس نیز ترور شدند . شاید این مقاومتها در کنار انتفاضه دوم مسجد الاقصی بود که توانست حماس را گروه محبوب اکثریت فلسطینی ها سازد و آنها با تکیه بر این محبوبیت توانستند حکومت را در فلسطین در دست بگیرند ، هرچند تا رسیدن به قدرت نهایی و پس زدن عوامل مسخ شده ای چون محمود عباس ( ابومازن ) راه درازی در پیش دارد . چرا .... ؟ ملت و دولت ایران با توجه به پیش فرض هایی که در ابتدای متن آمد همواره حامی ملت و مقاومت فلسطینی بوده و این حمایت پس از رشد حماس و جهاد اسلامی شدت و سرعت بیشتری یافته است . اما آیا می توان حماس را یک گروه رشد یافته سیاسی دانست ؟ آیا می توان از حماس انتظار داشت نسبت به وقایعی مانند حمله عراق به ایران ، حمله عراق به کویت ،حمله آمریکا به عراق و افغانستان و سایر مسائل مسلمین واکنش مناسب نشان دهد ؟ بدون شک شکل گیری حماس خبر از آغاز یک تحول فکری می دهد ولی این تنها آغاز راه است . گروههای فلسطینی که هرگز از عقبه مالی مناسب داخلی برای فعالیتهایشان برخوردار نبوده اند همواره در پی یافتن منابع مالی به دولتهای خارجی و بالاخص عربی وابستگی و گرایش داشتند . درک این موضوع و نیز فهم حالتهای روانشناختی سران دول عربی برای شناخت مسئله امروز در فلسطین و قضیه مورد بحث ما بسیار مهم و حیاتی است . بیائید باهم به سران کشورهای عربی و رفتارهای آنها نظری بیاندازیم : 1- عربستان سعودی : خاندان سعودی توسط انگلیسی ها و پس از جنگ جهانی اول بر بخش اعظم شبه جزیره حاکم شدند . حکومت آنها سلطنتی مطلقه و حکومت موروثی است . منابع نفتی سرشار آن در اختیار غربی هاست . این کشور حتی یک مجلس منتخب قانون گذار محلی ندارد و اخیرا ً زیر فشار غربی ها که بر آنند حکومت را مهار کنند ، ناچار شده با شوراهای محدود شهری موفقت کند . 2- اردن هاشمی : ملک عبدالله دوم پسر شاه حسین از نوادگان شریف حسین حاکم مکه است که انگلیسی ها برای آنکه بعدها دردسری از جانب او به خاطر خیانت همپیمانان انگلیسی اش به وجو نیاید اردن را به مانند تیولی در اختیار او قرار دادند و او را علاوه بر آن حاکم و متولی قدس نیز اعلام کردند که بعدها اردن از این ادعایش دست کشید . حکومت اردن موروثی است . 3- مصر : حکومت مصر یک دیکتاتوری – دموکراسی است . ریاست جمهوری درمصر مادام العمر است و این خود مولد نوعی دیکتاتوری سلطنتی در مصر می باشد . 4- کویت : حکومت کویت در دست شیوخی است که حکومت را مانند یک شاه اداره می کنند . 5- قطر ، بحرین و امارات متحده عربی : مشابه کویت . 6- عراق : تا پیش از اشغال عراق به لحاظ فرم حکومتی کاملا شبیه مصر بود ، با اینتفاوت که در آن یک نظام تک حزبی مبتنی بر حزب بعث با عقاید افراطی پان عربیسم حاکم بود . 7- لیبی : معمر قذافی رهبر لیبی یک کودتاچی قهار است او پس از کنار زدن علی کاتالار توانست حکومت دیکتاتوری تمام عیاری را برقرار کند . قذافی در میان سران عرب به لحاظ عقده های روانی و حس خود برتر بینی نامساعد ترین وضع را داراست . 8- سوریه : نظام تک حزبی با رئیس جمهور مادام العمر
معمر قذافی عبدالله دوم حسنی مبارک
همه رهبران کشورهای عربی داعیه حکومت و خلافت بر تمام اعراب را دارند ؛ این اصلی است که هرگز نباید آن را از یاد برد . زمان کوتاهی جمال عبدالناصر این نقش را پیدا کرد و این از روحیه خاص او ناشی می شد ، ولی پس از آن رقابت بر سر زعامت بر اعراب شدت یافت و تا به امروز همچنان ادامه یافته است . با نگاهی گذرا بر شخصیت تک تک سران عربی و در نظر گرفتن اصل فوق می توان فهمید که گروههای فلسطینی در جلب کمکهای این سران با تن دادن به پذیرش چه وضعیتی روبرو بودند . به همین دلیل است که ایران در چند سال اخیر کوشیده است تا کمکهای مسلمانان را به ملت فلسطین از کانال سازمان کنفرانس اسلامی هدایت نماید .
مهمترین راه رفع نیاز نیروهای فلسطینی ، قرار گرفتن در خدمت سران بود
یک داستان : تمام ما داستان غم انگیز ربوده شدن امام موسی صدر را شنیده ایم **. وی در سفری که چند سال پیش از سفرش به لیبی و ربوده شدنش ، به این کشور داشت برای دوستی نقل کرده بود که فذافی از او خواسته تا وی را در لبنان امیرالمومنین !!!!! اعلام کند ***و این خود از روحیات وی خبر می داد که کم و بیش در میان سران عرب وجود داشته و دارد . ارباب و رعیت !!!!!! وضعیتی که در جهان عرب ذکر کردیم خود گویای واقعیت جاری فلسطین و نشان دهنده آشکار دلیل عدم پیروزی آنها بر صهیونیستهاست . رابطه ای که میان گروههای فلسطینی و سران عرب حاکم بود یک رابطه ارباب و رعیتی است . به همین سبب تمام مناقشات میان سران عرب مستقیما ً به فلسطین سرازیر می شد و دست فلسطینی ها را به خون هم آلوده می کرد . شاید بگوئید مقصر خود فلسطینی ها هستند که این چنین خود را در اختیار سایرین می گذارند ، اما درک این مطلب تنها زمانی ممکن است که در شرایط آنها قرار داشته باشیم . این حس رعیت گونه گی پس از گذشت 60 سال مبارزه با خون فلسطینی ها عجین شده و به صورت یک فرهنگ برای آنها در آمده است ، تا آنجا که حتی امروزه از هر فرد فلسطینی که روش پیروزی ملتش را بپرسید آنرا مبتنی بر اتکای بر اعراب ( و نه مسلمانان ) می داند . بدون شک صدام نیز به عنوان یکی از سران دول عربی یکی از اربابهای ناخوانده فلسطین به حساب می آید و در این نباید شک کرد و بالطبع گروههای فلسطینی دربرابر قتل او از خود واکنش نشان می دهند . اینکه امروز فلسطینی ها و شاید حماس روی بیلبوردهای بلند عکس او را در کنار عرفات – که می دانیم عرفات آنقدرها هم که می گویند قهرمان نبوده است – به عنوان قهرمان معرفی میکنند ریشه در فرهنگ جامعه فلسطین دارد که برای ساخت دوباره آن وقت و هزینه فراوان نیاز است . در ميان کشورهای منطقه لبنان نیز چنین وضعي را تجربه کرده است ولی توانسته از زیر یوغ آن خارج شود . چه باید کرد ؟ ( تجربه امام موسی صدر ) حیات سیاسی امام صدر درلبنان همزمان با جایگیری مبارزان فلسطینی در اردوگاههای مستقر در لبنان بود . این توقف بعدها به دلیل فقدان امام صدر و هرج و مرج داخلی لبنان به فاجعه ص در همان زمان نیروهای عمدتا ً مسیحی مانند فالانژها به تحریک اسرائیل در تلاش بودند تا فلسطینی ها را از لبنان برانند و این به لحاظ امنیتی برای اسرائیل بسیار مهم بود که در کنار مرزهایش انبار باروت نداشته باشد . به دنبال این موارد درگیریهایی در داخل لبنان میان اسرائیلی ها و فلسطینی ها و نیز فالانژها و کتائب تحت فرماندهی سعد حداد و آنتوان لحد در می گرفت که نتیجه پایانی آن ویرانی روستاهای لبنانی بود . فشاری که ملت لبنان به لحاظ جانی و مالی برای فلسطینی ها متحمل می شدند خارج از تحمل و توان می نمود لذا حتی نیروهایی که هیچ سنخیتی با کتائب نداشتند نیز خواستار خروج فلسطینی ها از لبنان بودند . در همین زمان امام صدر در یک سخنرانی ضمن بر شمردن دلایل حمایت از نهضت فلسطین گفت : « ما معتقدیم که اسرائیل شر مطلق است و هرکس که با او بجنگد در مقابل اوست و بالطبع از خیر مطلق حمایت میکند . » وی کوشید سمت و جهت تفکرات گروههای لبنانی را به خطر برتر یعنی اسرائیل سوق دهد و بکوشد تا مسلمانان و مسیحیان لبنان را با رزمندگان فلسطینی – که گاهی با رفتارهای ابلهانه و از روی جهالت و نپختگی خود خشم همگان را بر می انگیختند – به یک اتحاد استراتژیک در برابر اسرائیل فراخواند . شاید اگر این امر ادامه می یافت تاثیر گذاری شیوه های امام صدر رهبران گروههای فلسطینی اسیر سران عرب را آشکار می کرد و آنها را به خود باوری می رساند ، چیزی که شعاعهای کم سویی از آن را امروز در میان نیروهای حماس شاهدیم . نگارنده بر آن است با وجود رفتارهای متفاوت غیر قابل توجیه و به سبب پیش فرضهای یاد شده در ابتدای متن ما نمی توانیم و نباید حمایتهای خود را نسبت به نیروهای مقاومت فلسطینی قطع کنیم . البته باید این حمایتها را به گونه ای اعمال نمائیم تا بتوانیم در رشد آگاهی ملتی که سالهاست در گرداب جاهلانه امید واهی به سران عرب گرفتار است ، تاثیر گذار باشیم . پی نوشتها * - مشابه این امر تا 30 سال پیش در لبنان نیز وجود داشت ولی این کشور توانست به بهره گیری از وحدت ملی زائیده افکار و تلاشهای امام موسی صدر از این دام مهیب برهد و امروزه شاهد پیروزی های بزرگ آنها در برابر صهیونیستها هستیم ، البته نباید فراموش کرد که لبنان از حیات سیاسی مستقل – هر چند پر اشکال – بر خوردار بود . ** - برای مطالعه دراین مورد می توانید به پایگاه اطلاع رسانی امام موسی صدر مراجعه کنید که در پیوندهای وبلاگ موجود است . ***- رجوع کنید به کتاب امام موسی صدر ، امید محرومان ؛ اثر عبدالرحیم اباذری
سلام بر فریادهای سرخ آزادی ، سلام بر حسین .....
|+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 17:30 |
از اشرافيت يهودي تا صهيونيسم اسلامی
در طول تاريخ گروهي از اقليت يهودي كه به حضرت عيسي(ع) نگرويده بودند متكبرانه خدا را در انحصار خود ميپنداشتند و همواره خود را تافتهاي جدابافته احساس ميكردند. حس قدرتطلبي آنان موجب شده بود تا همواره عليه قدرتهاي زمان خود فتنهانگيزي كنند و آرزوي تجديد امپراطوري داوود و حكومت يهود را در دل بپرورانند و البته بر طبق اعتقادات آيين يهود بازگشت به سرزمين موعود بايد به مشيت پروردگار صورت گيرد. خصلت زراندوزي و پراكندگي آنان در جهان و مقيد نبودن به بعضي احكام همچون حرمت رباخواري اين اقليت را در جمعآوري هر چه بيشتر ثروت و سرمايه مادي به پيش برد. سرمايهداران يهودي به دليل اقدامات ناشايست از محبوبيتي در ميان ملتها برخوردار نبودند. تفرقه، فتنهانگيزي، رباخواري، دزديدن كودكان و فروختن آنها به عنوان برده به سرزمينهاي ديگر و... از آنان چهرهاي پليد و تنفرانگيز ساخته بود. <يهوديان در درون سرزمينهاي مسيحي جوامعي داشتند. رهبري اين جوامع با خاندانهاي اشرافي يهودي بود. اين خاندانها همه صرافان و تجار ثروتمند بودند و با دربارها و دودمانهاي اشرافي پيوند مستحكم داشتند.>(1)
پيوند خاندانهاي اشرافي يهودي با اشرافزادگان ديگر و ثروتاندوزي آنان تا اوايل قرن هفدهم ادامه يافت. قرن هفده، آغاز تحولي عظيم در اروپا بود كه آن را رنسانس(2) ناميدند كه يافتن ريشههاي آن بحثي جداگانه ميطلبد. با شروع رنسانس اعتراضات جدي عليه دين صورت گرفت و از دل آن ديني جديد به نام امانيسم متولد شد. در اين مكتب ذهن غيبانديش انسانها به عالم مادي نزول كرد و انسان به جاي خدا بر كرسي نشست. ارزشهاي الهي در اين مكتب رنگ باخت و سعادت بشر در بهشت زميني رقم زده شد. اقتصاد نيز مانند ديگر شئون مكتب امانيسم قيود مذهبي را از خود باز كرد و تبديل به يك اقتصاد افسار گسيخته با هدف اندوختن هر چه بيشتر ثروت شد. اقتصادي كه در آن جايي براي ارزشهاي الهي و انساني نبود و فقيران بايد ميمردند تا مدينه فاضله غرب و زندگي بهشتي در روي زمين ساخته شود. امانيسم چنين مقرر داشت كه سعادت بشر به دست آوردن حداكثر ثروت و رسيدن به بيشترين لذت و رفاه است و انسان متمدن عصر جديد از نسل ميمون متولد شده تا مدتي عيش و نوش كند و سپس بميرد و دورنمايي بسيار زيبا را ترسيم نمود كه با پيشرفت علم ديگر كار نخواهيم كرد و ديگر مريض نخواهيم شد و روزي خواهد رسيد كه ديگر نخواهيم مرد! اقتصاد جديد افسار گسيخته غرب براي سرمايهداران يهودي چنان دلپذير بود كه به سرعت با آن خو گرفتند و در مسابقه ثروت اندوزي از رقيبان خود پيش افتادند. خاندانهاي اشرافي يهود اگر چه در اين زمانها در سياست تاثيرگذار بودند اما آنان تشنه قدرت بيشتري در صحنه سياست جهاني بودند. براي رسيدن به قدرت، پول وسيلهاي موثر و مناسب بود اما آنان بهتر ديدند تا به طور آشكار وارد صحنه سياست نشوند زيرا چهره پليد و تاريكي از خود به جا گذاشته بودند و از محبوبيتي نيز در ميان ملتها برخوردار نبودند بدين ترتيب انتخاب قدرت سياسي به صورت مخفي و پشتپرده براي آنان بهتر بود زيرا حساسيتي را بر نميانگيخت و مردم نيز از اهداف شوم آنان مطلع نميشدند.بنابراين با تكيه بر امكانات مادي خود براي نفوذ در حكومتها به تاسيس سازمانهاي مخفي دست زدند. قدرتمندترين اين سازمانها، سازمان فراماسونري(3) بود. اين سازمان در ابتدا چهره سياسي نداشت و تنها بناياني بودند كه فنون معماري را به صورت اسرار حفظ ميكردند اما با گذشت زمان معماري مخصوص ماسونها از رونق افتاد و نفوذ اشراف و سرمايهداران در طبقات مختلف فراماسونري، آموزههاي مهندسي ماسونها را به زبان پر رمز و راز و انديشههاي خرافي و انحرافي تبديل كرد. اين سازمان به صورت رسمي در سال 1717 ميلادي رنگ سياسي يافت و سياستگردانان آن سرمايهداراني بودند كه در اين سازمان نفوذ كرده و ماهيتا آن را تغيير داده بودند. اين سرمايهداران عموما از يهودياني بودند كه طي سالها از راه صرافي و تجارت صاحب ثروت شده بودند. از اين تاريخ به بعد سازمان فراماسونري با تشكيل لژهاي(4) متعدد در مناطق مختلف سعي در جذب سياستمداران، دانشمندان، صنعتگران و هنرمندان مختلف كرد و بدين ترتيب پنجههاي قدرت و نفوذ خود را در حاكميت كشورها فرود ميبرد. عملكرد اين سازمان كاملا مخفيانه بود تا آن جا كه تخلف از فرامين و افشاي اسرار از سوي اعضا مجازات مرگ را براي آنان در پي داشت. بدين شكل سالها امپراطوري مخفي سرمايهداران يهودي به حركت خود ادامه ميداد و انديشه حكومت بر جهان كه سرمايهداران براي رسيدن به هر چه بيشتر ثروت، آن را در دل ميپروراندند تقويت ميشد. با توسل به قدرت فراماسونري گروه سرمايهداري يهودي به قدرتي عظيم و هولناك تبديل شد و سرمايه و نفوذشان آنان را به چهرههايي موثر در سياست جهاني تبديل كرد. در سال 1897 ميلادي كنفرانسي با نام بال در اروپا تشكيل شد و همه سرمايهداران و متفكران يهودي در آن حضور يافتند تا قدرت سياسي مخفي خود را علني سازند. اين مكتب با نام صهيونيسم ظاهرا براي اسكان يهوديان و فراهم آوردن وطني براي آنان تاسيس ميشد اما هدف نهايي سرمايهداران يهودي در پشت پرده چيز ديگري بود. صهيونيسم جلوه علني همان قدرت مخفي بود كه ساليان سال در جهت تصرف و تسلط بر جهان كوشيده بود. اين قدرت مخفي براي آنان چنان اطمينانبخش بود كه در كنفرانس بال با جرات گفتند تا صد سال ديگر تمام جهان زير سلطه ما خواهد بود و براي رسيدن به اين هدف از هر وسيلهاي بايد استفاده كرد. از واژگان حقوق بينالملل تا به راه انداختن جنگهاي جهاني، و جنگهاي جهاني به راه افتاد و سرمايهداران يهودي آمريكا را در مسابقه ثروتاندوزي بيرقيب باقي گذاشت و واژگان حقوق بينالملل وضع شد معيارهايي كه نه براي خود بلكه براي انقياد كشورها ترسيم گرديد. اگر چه صهيونيسم در ابتدا سرزمين فلسطين را هدف گرفته بود اما خواست نهايي آنان نه فلسطين و نه حتي نيل تا فرات بلكه هدفي فراتر و حريصانهتر بود، نيل تا نيل. در عصر جديد سرمايهداران يهودي در اروپا و آمريكا چنان قدرت يافتهاند كه تسخير جهان را در آيندهاي نزديك به انتظار نشستهاند. چرا كه در غرب اين اقتصاد است كه سياست را به اين سو و آن سو ميكشاند و صاحبان تراستها(5) و كارتلها(6) و شركتهاي چند مليتي صاحبان اصلي سياست هستند كه از آن ميتوان به ديكتاتوري اقتصاد تعبير كرد. روژه گارودي در كتاب هشدار به زندگان مينويسد: <دشمن نه در چپ است و نه در راست نه در اين حزب است و نه در آن حزب. در فرانسه، مراكز واقعي تصميمگيري بيرون از پارلمان است. گروههاي فشار كه سياست واقعي فرانسه را تعيين ميكنند.> جريان آشكار صهيونيسم به موازات حركت مخفي آن، با پشتوانه سرمايههاي مادي حركت خود را به پيش برد و از رسميت يافتن صهيونيسم در 1897 ميلادي تا تاسيس پايگاه آن در خاورميانه(7) بيش از 50 سال سپري شد اما قدرت صهيونيسم در طول اين سالها هيچگاه به سستي نگراييد. و يكي از جلوههاي آن را ميتوان در اعلاميه بالفور 1917 مشاهده كرد. در اين اعلاميه بالفور، وزير خارجه وقت انگلستان، تاسيس دولت يهودي را در فلسطين - كه آن زمان جز امپراطوري عثماني بود - را به يك سرمايهدار يهودي به نام روچليد قول ميدهد! صهيونيسم كه پايگاه اصلي آن امروز در آمريكاست تحقق حكومت جهاني خود را در كنترل، انحراف و يا استحاله انديشههاي ديگر مكاتب ميداند تا هر كه شعاري را سر ميدهد با انديشههاي زياديخواهانه صهيونيسم در تعارض قرار نگيرد. يكي از گامهاي سرمايهداران استحاله آموزههاي مسيحيت در انديشههاي مكتب صهيونيسم بود. نفوذ الهيان توراتي و فرهنگ صهيونيسم يهودي در گروههايي از مسيحيت در آمريكا، امروزه گروههاي مسيحي صهيونيسم را تشكيل داده كه كاملا معتقد به آموزههاي صهيونيسماند و قدرت بزرگي را در هيات حاكمه و احزاب آمريكا در اختيار دارند. امروز جبهه اصلي پيشروي صهيونيسم، تفكر سياسي اسلام است. صهيونيسم براي مقابله غيرمستقيم با اين تفكر، چهرههاي بدلي از آن را به نمايش گذاشت. اين چهرهها ماهيتا بر دو گونهاند: 1) چهرههاي بدلي از اسلام كه صهيونيسم سعي در حفظ و تقويت آن را دارد. اينگونه چهرهها اولا باعث تهديد منافع صهيونيسم نخواهد بود و اسلامي است خنثي و بياثر. ثانيا وجود اين چهرهها تشديدكننده درگيري و اختلاف ميان مسلمانان خواهد شد. از اين نمونهها ميتوان به بهائيت و وهابيت اشاره كرد. 2) چهرههاي بدلي كه ساخته شد تا روزي نابود گردد. اين چهرهها صورتي كاملا بيمنطق، جنايتپيشه، پليد و زشت را از اسلام معرفي كردند تا اولا بازيگردانان صحنه بتوانند با تبليغات خود ذهن جهانيان را از مفهوم اصيل اسلامي و گرايش به سوي آن منحرف سازند. ثانيا برخورد خشن آنان با اسلام موجه جلوه كند و ثالثا شكست اسلامهاي بدلي از يك سو موجب نااميدي ملتهاي مسلمان شود و از سوي ديگر بر قدرت و يكهتازي صهيونيسم كه در لباس منجي جان گام برداشته افزوده گردد. و كاركرد اين مدلها را همچون واكسني ميدانند كه به بدن تزريق ميشود تا بدن نسبت به اصل بيماري پادتن توليد كند. اما صهيونيسم به روشني دريافته است كه جبهه اصلي مبارزه با اسلام تا وقتي كه پرچم جمهوري اسلامي ايران برافراشته است مبارزه با طالبان و القاعده يا صدام و ساف نيست و شكست آنها حتي به طور موقتي هم نميتواند حركت رو به رشد اسلام اصيل را بگيرد. اسلامي كه ماهيتا استكبار ستيز است و نميتواند با مستكبران بر سر يك سفره بنشيند. اسلام سياسي كه مرجعيت شيعي پرچمدان آن است و دو پرچم سرخ حسيني و سبز مهدوي ستونهاي آن را تشكيل ميدهند. و اين اسلامي است كه با لذات دين رحمت است اما هر گاه شدت ببيند با شدت برخورد ميكند اسلامي است كه براي تمام شئون زندگي انسان برنامه دارد و سعادت انسان را تسليم شدن در برابر خدا رقم زده است و نه حداكثر بهرهمندي از لذات و شهوات و انسان را نه ميموني برهنه بلكه خليفه خدا روي زمين قرار داده است. حركت رو به رشد اسلام اصيل، صهيونيسم را به اين نتيجه رسانده است كه بايد با اين حركت نه به صورت شبيهسازي بلكه با مفهوم اصيل آن وارد نبرد شود. كه استراتژي آنان در اين مواجهه به دو صورت اولويتبندي شده است. مواجهه اول با حركت اصيل اسلامي آن است كه به تدريج حركت اصيل را به قيد و بند خود بكشد كه اين را تحت عنوان جريان صهيونيسم اسلامي ميتوان ناميد . صهيونيسم اسلامی آغاز جريانی برای استحاله اسلام با كمك اهرمهايي چون حقوق بشر، دموكراسي، آزادي بيان، رفع تبعيض همه جانبه از زنان(فمينيزم) و... است. با ياري خدا، بيداري و تيزبيني رهبر انقلاب و مراجع شيعه و عموم مردم اين پروژه به سرانجام نخواهد رسيد و براي صهيونيسم تنها يك راه باقي ميماند و آن رويارويي مستقيم با اين نهضت است. اين همان نبرد سرخ حسيني است كه در طول تاريخ تكرار ميشود و آرزو ميكنيم اين بار با پرچم سبز مهدوي مقارن باشد.
1-زرسالاران يهودي و پارسي، ج 2، عبدالله شهبازي. 2- تولد دوباره. 3- بنايان آزاد،free macom 4- پايگاههاي فراماسونري 5- اتحاد شركتهاي بازرگاني جهت كاهش تزاحم تجاري و كنترل قيمت. 6- مجموعه چند شركت بازرگاني براي كنترل بازار. 7- دولت صهيونيستي در 1948 ميلادي تاسيس شد. |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در چهارشنبه چهاردهم دی 1384 و ساعت 22:13 |
|
درباره وبلاگ
![]() ... و شما را به مسئولیتی که به واسطه سوره " اسرا’ " ( من المسجدالحرام الی المسجد الاقصی ) بر دوشتان نهاده شده فرا می خوانم ، شاید بدین سخن اهمیت مسئله فلسطین و مسجدالاقصی را در تاریخ و حیات خویش درک کنید ، چراکه این مقوله مرتبت با دین ما و روش ما و اساس اعتقاداتی است که به آن ایمان داریم و بر سر آن با خدا عهد و پیمان بسته ایم و بر این راه و روش اعتقاد کامل داریم و به همین سبب است که مشاهده می کنید دعوت ما به بازگشت افکار شما به مسئله فلسطین شبیه یک دعوت سیاستمدارانه نیست که اصحاب سیاست در آن به سود و نفع خویش می اندیشند و به اینکه چه نتیجه ای عاید آنها خواهد کرد . هرگز ! دعوت ما به بازگشت در مسئله فلسطین نماز ما و ایمان ما است و در این راه آنچه لازم است متحمل خواهیم شد و بر سر آن تنها با خدای خود معامله خواهیم کرد و بدین وسیله به حضرتش تقرب خواهیم جست .
امام موسی صدر منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
شهریور 1388مهر 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 دی 1384 آرشيو موضوعی
مقاله هاسران صهیونیست یهودی تاریخ اسرائیل اخبار کتاب تدارک جنگ بزرگ گریس هال شعر و داستان کتب و مقالات عبدالله شهبازی هولوکاست مسجدالاقصی و بیت المقدس سایتهای صهیونیستی پيوندهای روزانه
قتل عام خاموش شیعیان یمنالبرهان امام موسی صدر آرشيو پیوندها پيوندها
قالب های حرفه ای وبلاگابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |