تبليغاتX
صهیونیسم
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
جستارهايي از تاريخ صهيونيزم مسيحي

     از وقفه اي كه پيش آمد جدا ً عذر مي خواهم  . بحرانهای ناشی از سلطه گری امپریالیسم غربی ، در چند ساله اخیر رنگ و بویی مذهبی یافته است . اینکه مسیحیان متعصب و حاکمان غربی منتسب به آنها چگونه بر تن جنایت لباس دیانت می پوشانند و نیز ریشه های کهن این موضوع ، دست آویز نگارش این مقاله کوتاه است که امیدواریم در آینده ادامه یابد ... 

جواد نوائيان رودسري


واژه صهیونیسم مسیحی برای کسانی که در این وادی به پژوهش نپرداخته اند ، واژه ای تازه و در عین حال ناآشناست . بسیاری به سبب پیوند نومحافظه کاران حاکم بر جامعه آمریکا با صهیونیسم مسیحی ، این پدیده را زائیده قرن حاضر و جامعه ایالات متحده می دانند ، گروهی نیز آنها را در حقیقت یهودیانی می دانند که نزد دیگران به مسیحی معروف شده اند . اگر چه تعبیر دوم به مفهوم این واژه اندکی نزدیک است ، ولی هیچ گاه نمی تواند آنرا در بیان عام و به شکلی کامل معرفی نماید . برای آنکه بتوانیم این بحث جذاب و در عین حال،  با بار اطلاعاتی کم در جامعه را باز کنیم ، باید مقدمتا ً مباحثی را مطرح کنیم که طرح آنها برای کسانی که علاقمند به کنکاش در این وادی اند ، خالی از استفاده نخواهد بود

 
تعامل یهودیت و مسیحیت 
   مسيح دين خود را ابتدا به يهوديان عرضه داشت

 به گواهی انجیل امروزی ، عیسی (ع) رسالت خویش را ابتداء به سوی قوم بنی اسرائیل یا همان یهودیان زمان خویش می داند ، او آمده است تا احکام تورات را تعدیل کند وآیین مهر و محبت را که در عصر وی مهجور و متروک شده بود ، زنده سازد . بنابراین پیش از توجه به هر مسئله ای نباید فراموش کرد که مسیح (ع) در نزد عامه یک پیامبر یهودی محسوب می گردید و به همین دلیل در میان بنی اسرائیل مادامی که وی خویشتن را " ماشیح " یا همان مسیحای قوم یهود معرفی نکرده بود جایگاه خاص و احترام خویش را دارا بوده است . این مطلب از آنجا استفاده می گردد که بر اساس تاریخ مسیحی امروز ، وی در بدو ورود به اورشلیم مورد استقبال عامه قرار گرفته و تکریم شده است ، اگر چه اناجیل این موضوع را به پذیرش مسیح بودن او نزد قاطبه مردم مربوط می کنند ، اما این امر با تناقضاتی که انجیلها در اینباره دارند قابل قبول نیست . بد نیست یادآوری کنیم که ظهور پیامبر در میان یهودیان چیزی عادی محسوب می شده است و حتی پیامبران شابتاي زوي يكي از مدعيان اخير پيامبري در يهود است وي حدود سيصد سال پيش ظاهر شددروغین نیز در میان آنها کم نبوده اند ، در چند سده اخیر نیز شاهد ظهور چنین انبیای دروغینی در میان یهودیان بوده ایم ، کسانی نظیر یعقوب غزه ای وشابتاي زوي و..که ریشه های جدی و پردامنه در الیگارشی یهودیان زرسالار عصر خویش داشته اند . به هر نحو دیانت عیسوی در عصر خویش در میان رومیها نیز ، تا مدتها ، یک فرقه یهودی محسوب می گردید و پیروان این دین را عمدتا ً یهودیان پرهیزگاری تشکیل می دادند که ضمن ایمان به پیامبری موسی (ع) و احداث کاخ ایمان بر شالوده اعتقادات موسوی ، خود را متدین به پیام عیسوی – که به اعتقاد آنها همان مسیح موعود تورات بود – نیز می دانستند و در کنار سایر یهودیان مانند گذشته به زندگی خود با دستورات دینی جدید ادامه می دادند ، اگر چه ایشان مانند پیروان یحیی ( ع) یا همان اسنی ها * از وجهه و نظر مساعد در میان سایر یهودیان محروم بوده اند . انفکاک حقیقی میان این دو دین در نحوه تعامل مربوط به نهضت پولس ** است . به عقیده نگارنده وی به هلنیزه کردن مسیحیت ( آمیختگی مسیحیت با فرهنگ رمی- یونانی آنروز ) دست زد و برای پذیرش این دین در افکار سایر اقوام ، ملغمه ای از اعتقادات شرک آمیز مهرپرستی و حتی پرستش خدایان یونان را به افکار مسیحیت تزریق نمود ؛ واکنش طبیعی این تسامح دینی جدایی کامل یهودیت و مسیحیت  و آغاز دشمنی های میان این دو است . یهودیان ، مسیحیان را گمراهانی مشرک و مدعیان مسیحای ( توجه کنید : مسیحا و نه پیامبر )دروغین می دانستند و مسیحیان نیز یهودیان را قاتلان مسیح و ساحر و جادوگر و  مستحق هر نوع عقوبت دردناک می شمردند . این وضعیت واکنشهایی را نیز در پی داشت فی المثل پس از رسمیت یافتن مسیحیت در روم ، یهودیان همیشه جانب دولت ساسانی را که دشمن رومیها بود می گرفتند . به نوشته ابوالفرج اصفهانی ، مورخ مشهور اموی ، یکبار یهودیان هفتاد هزار مسیحی رومی را که در اسارت ایرانیان بودند خریداری کرده و گردن زده اند ! یک چنین واکنشهایی مسلما ً از طرف مسیحیانی اروپایی که بلاخص ید طولایی در قساوت داشتند بی پاسخ نمی مانده است .    
 
این وضع تا حدود اوایل قرن سیزدهم میلادی و سرآغاز جنگهای صلیبی ادامه یافت . اما از آن پس وضع به گونه ای شگفت تغییر نمود .
 


اندلس و مارانوها یا یهودیان مخفی ! 
 


   
به سبب ایذاء فراوان یهودیان فرودست در جامعه عیسوی اروپا و نیز اجبار به عدم سکونت در یک مکان و همینطور تعالیم دینی یهودی ، گرایش به ثروت منقول در میان یهودیان اروپایی شدت یافت . در این میان یهودیان اندلس ، بلاخص ، به دلیل قرار داشتن در رفاه نسبی به دلیل سیاست تسامح دینی مسلمین ، توانستند به تدریج رشد اقتصادی قابل ملاحظه ای داشته باشند . البته ممکن است اکثر ما به این مسئله واقف باشیم ، اما قائدتا ً بسیاری از ما از این حقیقت بی خبریم که این رشد اقتصادی تنها در میان خاندانهای اشرافی یهودیان و نیز خانواده های منتسب به شاهزادگان داوودی که مدعی حاکمیت بر سراسر یهودیان دنیا هستند ، اتفاق افتاد و سایر یهودیان فرودست ناچار به پیروی از آنها بودند . این رشد اقتصادی از یک طرف و پراکندگی یهودیان از طرف دیگر ، به همراه وصلتهای خانوادگی دست در دست هم داد تا یک شبکه به هم پیوسته وسیع از اشراف ثروتمند یهودی در سراسر جهان متمدن آنروز ایجاد گردد و به همین دلیل ، بر توفیق مالی و بلاخص تجاری این گروه از یهودیان بیافزاید ، شبکه ای که از شرق اسلامی تا غرب مسیحی پراکنده بود و عموما برای مسائل و اهداف یکسانی فعالیت می کرد . این شبکه به ضرب قدرت اقتصادی خود توانست برخی کرسیهای سیاسی را نیز اشغال کند .
     تصرف اندلس اسلامی و قتل عام مسلمین به وسیلهصليبيون در خلال وحشيانه ترين حملات اندلس را از پيكره جهان اسلام جدا كردند مسیحیان در جریان واپسین جنگهای صلیبی ، مسئله ای است که به دلیل همزمانی آن با وقوع جنگهای صلیبی به بوته فراموشی سپرده شده است . جنایتهای هولناک مسیحیان در قتل عام مسلمین اسپانیا – اندلس – به قدری تراژیک و غمبار است که هیچ مورخ منصف و آگاهی نمی تواند با بی تفاوتی از کنار آنها بگذرد . اکتشافات تاریخی امروز رد پای زرسالاران و اشراف یهودی را در این قتل عامها به خوب هویدا ساخته است *** ؛ مشهور چنین است که به دنبال اشغال اندلس به دست مسیحیان ، یهودیان نیز به همان عاقبت مسلمین دچار شدند . اما واقعیت چیز دیگری است ؛ مسیحیان برای مسلمانان و یهودیان دو راه قرار داده بودند ، پذیرش مسیحیت ، یا غارت و اخراج از اندلس . اکثریت قاطع مسلمین حاضر بر این امر نشدند و به همین دلیل است که در تاریخ از قتل عام میلیونی مسلمین در اندلس سخن می رود . در میان یهودیان نیز گروههایی حاضر به پذیرش این امر نشده و به فلسطین و مصر – سرزمینهای اسلامی – مهاجرت نمودند . اما گروهی از یهودیان که بیشتر از اشراف و زرسالاران یهودی تشکیل می شدند ، باپذیرش مسیحیت به صورت ظاهری به حیات خود در اروپا و اندلس ادامه دادند ، به این یهودیان مخفی در اصطلاح تاریخی و دینی ، مارانو ، گفته می شود . مارانوها که عموما ً از اشراف و دودمانهای زرسالار یهودی محسوب می شوند ، پایه گذاران واقعی صهیونیسم در معنای امروزی آن هستند . شیوه یهودی مخفی بعدها در سرزمینهای اسلامی نیز تکرار شد ، مانند گروش ظاهری برخی رجال یهودی دوره مغول نظیر خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی به اسلام و یا گروش دسته جمعی یهودیان عثمانی به اسلام و ایجاد فرقه دونمه در حاشیه دریای سیاه و ترکیه امروزی که ارتباطی عجیب با مارانوها داشت . این یهودیان مخفی که هرگز حاضر به پذیرش قطعی دیانتهای نوین نبودند با ازدواجهای درون فرقه ای و ارتباط سیاسی و مالی تنگاتنگ با سایر زرسالاران همپاله خود ، بنیانگذار سنتی عجیب در میان یهودیان بودند که به آنان انعطاف عجیبی برای باقی ماندن در شرایط متفاوت می داد ، ضمن اینکه آنان با این روش می توانستند ضمن نفوذ به هر فرقه و آیینی و آگاهی از چند و چون و دخالت در آن ، در برخی موارد به هدایت و نهادینه کردن خواستهای خود و الیگارشی زرسالار یهودی و غیر یهودی جهان مبادرت ورزند که نمونه بارز آن را در ظهور فرقه ضاله بابیه ، ازلیه و بهائیت و گروش یهودیان به فرقه های مذکور ، می توان مشاهده کرد که در فرصتهای آینده تفصیلا ً بدانها خواهیم پرداخت . با ذکر این مقدمه درباره رشد زرسالاران و اشراف یهودی و نحوه این پیشرفت به سراغ موضوع اصلی می رویم .
 


مسیحیت صهیونیستی فرزند نامشروع کابالیسم  
  


   کابالیسم ( kabalism ) به طور عمده به نهضت برداشتهای عارفانه از متون کهن یهودی وبلاخص پیشگوییهای عهد عتیق **** اطلاق می گردد . منشأ عرفان و بیان سخنان رازگونه که دست بر قضا از دیرباز بسیار مورد توجه بشر بوده است ، مشخص نیست . ولی می دانیم که مسئله پیشگویی و سخنان رازورانه در میان هندیها ، چینیها ، بابلیها ، مصریان ، بودائیها و سایر ادیان کهن بسیار رایج بوده است . این کلام رازورانه عموما ً به مسائل و مطالب محرمانه ای مربوط بود که پیروان هر طریقت برای حفظ آنها با استفاده از الفاظ دوپهلو و واژگان غامض ، در پوشیده داشتن آنها می کوشیدند ، این مسئله در طول سالیان دراز دست آویز مناسبی برای شکل دهی گروههایی می شد که در آنها رابطه استاد و شاگرد ، مبدل به رابطه مریدی و مرادی محض می گردید و مرید تنها مجری اوامر مراد بود . وضعیت بندگی محض پیروان در اینگونه فرق و طریقتها برای جاه طلبانی که بدون دارا بودن شرایط مهتری ، سودای سروری را در سر می پرداختند بسیار خوش آیند بود ، چراکه در خلال آن می توانستند تنها با ارائه جمله : « تو از درک آن عاجزی ! » کوهی از مشکلات را از سر راه بیان و پاسخ به سئوالات پیروان بردارند . به همین دلیل در کنار عرفان و سخنان رازورانه ای که در پرتو گذر از مرحله عقلانیت و رسیدن به وادی روشنایی ، با دیدی باز و اندیشه ای به فراخنای تفکر انسانی شکل گرفته بود ، اندیشه هایی ظهور کرد که تنها مبتنی بر ریاضتها و شیوه های بدوی و ابتدایی بوده و تنها برای مخفی ماندن عیوب پرشمار خود به رازوری و سخنان عارفانه متوسل می گردید . کابالیسم ، اگر چه ممکن است در ابتدای امر بر مبنای اندیشه های توحیدی دیانت موسوی بنیان نهاده شده است اما امروزه گرایشی از یهودیان و مسیحیان بیمار روحی را شامل می شود که می کوشند بر امیال و هوسهایشان جامه دیانت و الوهیت بپوشانند . امروزه بسیاری از شخصیتهای معروف غربی به همین دلیل به کابالیسم گرایش یافته اند ، کسانی نظیر مدونا ( ستاره سکس آمریکا ) ، دیوید بکهام ( فوتبالیست معروف ) ، مایکل جکسون و صدها مشابه دیگر . خوشمزه اینجاست  که وارد شوندگان بدین طریقت ، به اصطلاح دیانت سابق خویش را حفظ می کنند و تنها در عمق به اصطلاح عارفانه !! این طریقت داخل می گردند .
    
ظهور کابالیسم و تفاسیر عارفانه از متون قدیمی دین یهود  ، به یک یهودی اهل اورشلیم به نام شمعون در سده دوم میلادی باز می گردد . وی با تألیف کتابی به نام ظهر (
zohar ) از نظر پژوهشگران غربی بنیانگذار فن و روش و اصول کابالیسم ، یا در مفهوم یهودی آن قبّالا ست . البته در اینکه چنین شخصی مؤلف ظهر باشد به شدت تشکیک شده است ، اما به هر حال وی مدعی بوده که کتاب او تفاسیر و حقایقی است که از عهد موسی نسلا ً بعد نسل به او رسیده است و در بر گیرنده مسائل پیشگویی آخرالزمان و مشابه آن از دیدگاه یهودی است .
 


مسیحیت و کابالیسم  
 


   در قرن پانزدهم میلادی اروپا به غیر از رنسانس در علوم وفنون ، شاهد یک رنسانس عظیم دینی نیز بود ، که نهایتا ً به یک تساهل و تسامح دینی عظیم در به رسمیت شناختن ادیان غیر عیسوی انجامید . از آنجا که در آن دوران اسلام و ادیان دیگر شرقی ، به غیر از یهودیت ، ابدا ً در اروپا حضور نداشتند ، این تساهل دینی ، با گردانندگی مارانوها به سرعت محیط را برای تکاپوی بیشتر یهودیان آماده و هموار ساخت و آنان را اندک اندک به شهروندانی معمولی تبدیل کرد . این تساهل دینی که ریشه در نهضت پروتستان داشت ، از دیگر سوی ، عامل رویکرد گسترده مسیحیان و بلاخص پروتستانها به عهد عتیق و تورات به عنوان منابعی بدور از تحریف و الهی بود . 
    
کابالا نیز به عنوان یک گرایش رازورانه در یهودیت به عنوان یک روش برای پیشگویی بازگشت مسیح به زمین ، از طرف پروتستانهای افراطی به شدت مورد توجه قرار گرفت . گروههای فراوانی از مسیحیان پروتستان که غرق در خیالات و اوهام ناشی از مطالعه عهد عتیق بودند ، به روشهای کابالا به مثابه یک جدول کشف رمز برای دریافت رموز موجود در کتاب مقدس می نگریستند و پیشگوییهای کتاب مقدس را زمینه ای برای ظهور مجدد مسیح فرض می کردند ، به همین دلیل سالها پیش از آنکه تئودور هرتصل بنیانگذاری دولت یهود در فلسطین را اعلام کند ، پروتستانهای افراطی در قالب فرقه هایی نظیر پیوریتانهای انگلیس ، به جستجوی اسباط گمشده بنی اسرائیل در سراسر جهان می پرداختند تا با جمع کردن آنها در فلسطین و تحقق پیشگوییهایی که مبتنی بر فنون کابالا بود ، ظهور مسیح را تسریع کنند !!! و آنقدر آن را از حد به در بردند که یکی از کشیشان انگلیسی بر پایه استدلالات خودش انگلیسی ها را از نسل یکی از فرزندان یعقوب و در نتیجه آنها را یکی از اسباط گمشده اسرائیل دانست !!! این تصورات اخلاقیات خاص خودش را به دنبال داشت . پیوریتانها پس از مهاجرت به آمریکا ، آن هم به صورت دسته جمعی ، نخستین مستعمره نشینها را در قاره جدید در کنار یهودیان مارانو تشکیل دادند و هم آنان بودند که آمریکا را ارض موعود و سرخ پوستان را کنعانیان ***** فرض کرده و به فجیع ترین وضعی ، بر طبق کتب یهودی و تفاسیر کابالیستی ، قتل عام کردند و بنیانگذار فرهنگی شدند که امروز شاهد حکومت آن بر سیاستمداران آمریکا نیز هستیم و صد البته نظام الیگارشی و سرمایه داری جهانی توانست با تکیه بر چنین اخلاقیاتی راه را برای دست اندازی بر ثروتهای بیشتر و منابع غنی تر باز کند و این سرآغاز و سبب پیدایش دینی مسیحیت صهیونیستی است .


پینوشتها :

·    * اسنی  به فرقه ای از یهودیان عصر مسیح و پس از آن اطلاق می گردید که رستگاری را از طریق زهد و ریاضت می جستند . آنها مومنانی سخت کوش و راهبانی استوار بودند که یحیی ( ع) روزگار خود را در میان آنان می گذراند .

·    ** پولس ، نام اصلی او شائول بوده است . وی یک روحانی یهودی مخالف مسیحیت بود که بعدها بدان علاقه مند شده ، به مسیحیت گروید و به عنوان دوین رهبر مسیحیان پس از عیسی قلمداد می شود . کتاب مقدس مسیحیان تعدادی از نامه های او را در بر دارد . وی در غرب به سنت پل ( پولس مقدس ) مشهور بوده و تلفظ پولس یونانی و در معنای شائول است .

·    *** برای اطلاعات جامع در این زمینه به مجموعه کتب « زرسالاران یهودی و فارسی ، استعمار بریتانیا و ایران » نوشته استاد معظم تاریخ ، عبدالله شهبازی ، مراجعه کنید .

·    **** ذکر این نکته برای برخی ضروری است که تعبیر کتاب مقدس برای مسیحیان ، کتابی است مرکب از عهد عتیق ، شامل تورات و کتب انبیاء بنی اسرائیل که مورد پذیرش یهودیان نیز هست ، و عهد جدید مرکب از چهار انجیل متی ، لوقا ، مرقس و یوحنا ، بعلاوه نامه های حواریون و بلاخص پولس و نیز مکاشفات یوحنا که مورد آخر به شدت مورد توجه مسیحیان صهیونیست است .

· ***** بر طبق تورات اقوام حاکم بر فلسطین بودند که قدرت فراوانی داشته و همواره با یهودیان در جنگ بوده اند ، بر طبق روایات جالوت معروف قرآن از آنهاست . 

 

|+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 9:42 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar