| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
حماس ، صدام و چند نکته !!!
دوستان عزیز سلام می دانم که باید مقاله هولوکاست را ادامه دهم ، اما اخیرا ً وضعیتی پیش آمده است که ناچار از توضیح پاره ای از موارد برای برخی از دوستان هستم . امیدوارم از خواند مقاله لذت ببرید و ضمن نظر دادن آنرا به دوستانتان نیز توصیه کنید . قبلا از طولانی بودن متن عذر می خواهم ولی چه کنم که چاره ای نیست . جواد نوائیان رودسری
بدون شک جهان تا کنون مانند صدام را به ندرت دیده است . انسانی که زندگی سراسر جنایت او همگان را به حیرت وامیدارد . کسی که جوانی خویش را با ترور رهبر محبوب عراق – ژنرال عبدالکریم قاسم – آغاز کرده و از آن پس تا پایان عمر پرونده ای چندین ده هزار صفحه ای از جنایات خود باقی گذارده است که بررسی تمام آنها تا پایان عمر طبیعی او غیر ممکن بود . ولی برای ما در ایران که طعم تلخ 8 سال جنگ خانه مان برانداز تحمیلی و پس لرزه های پس از آن را چشیده ایم و در خلال این جنگ نابرابر بهترین جوانان انقلابی و آینده دار این مرز و بوم را دست داده ایم ؛ در آماج گلوله های آخرین مدل صدام ، هرگز سلاحهای اسرائیلی را فراموش نخواهیم
1- مسئله قدس یک مسئله اسلامی و نه عربی است و کوشش ما در راه آزادی آن به عواطف و احساسات بیش از یک میلیارد مسلمان سراسر دنیا و نه تنها اعراب مسلمان باز می گردد . 2- مسئله اسرائیل برای ما یک مسئله ملی محسوب می شود . چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیستها جز در به بند بودن ما آرام نخواهند بود و اصولا برای کشوری چون ما با چنان سابقه تمدنی و فرهنگی اصلا برازنده نیست که تحت حاکمیت اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی یک مشت جهود نژاد پرست قرار گیرد ( مانند آنچه در رژیم گذشته رخ داده بود ) . جامعه فلسطین مردم فلسطینی ( و نه اسرائیلی ) رقم بالایی از جمعیت را شامل می شوند که امروزه در سراسر گیتی از آمریکا تا ژاپن پراکنده اند . کشور آنها که تا پیش از جنگ جهانی اول یکی از اقمار عثمانی به حساب می آمد متشکل از املاک خوانین ترک و تعدادی از خانواده های قدیمی مانند « حسینی » بود . اگرچه امروزه فلسطینی ها ادعای روشنفکری در آن عصر را دارند ولی واقعیت امر آنست که حتی پس از قیام شیخ عزالدین قسام – که امروزه او را چون اسطوره ای ستایش می کنند – کسی به یاری او برنخواست و سرانجام غری
ظهور حماس
حماس در میان سایر گروههای فلسطینی نسبتا ً تازه نفس است . این گروه با رهبری معنوی شهید شیخ احمد یاسین شکل گرفته و پایه گذاری شد . ظهور این گروه به همراه جهاد اسلامی نوید از یک تولد دوباره در حیات اسلامی فلسطین میدهد که بتواند این مردم مظلوم را با یک وحدت مبتنی بر اسلام گرد هم آورد و این خود مسئله مبارک و میمونی است . حماس تا پیش از به قدرت رسیدن در فلسطین عملیاتهای بسیاری را بر علیه مواضع اسرائیل و حتی حکومت خودگردان ترتیب داد و تعدادی از نیروهایش در این راه به شهادت رسیدند ، تعدادی از رهبران حماس نیز ترور شدند . شاید این مقاومتها در کنار انتفاضه دوم مسجد الاقصی بود که توانست حماس را گروه محبوب اکثریت فلسطینی ها سازد و آنها با تکیه بر این محبوبیت توانستند حکومت را در فلسطین در دست بگیرند ، هرچند تا رسیدن به قدرت نهایی و پس زدن عوامل مسخ شده ای چون محمود عباس ( ابومازن ) راه درازی در پیش دارد . چرا .... ؟ ملت و دولت ایران با توجه به پیش فرض هایی که در ابتدای متن آمد همواره حامی ملت و مقاومت فلسطینی بوده و این حمایت پس از رشد حماس و جهاد اسلامی شدت و سرعت بیشتری یافته است . اما آیا می توان حماس را یک گروه رشد یافته سیاسی دانست ؟ آیا می توان از حماس انتظار داشت نسبت به وقایعی مانند حمله عراق به ایران ، حمله عراق به کویت ،حمله آمریکا به عراق و افغانستان و سایر مسائل مسلمین واکنش مناسب نشان دهد ؟ بدون شک شکل گیری حماس خبر از آغاز یک تحول فکری می دهد ولی این تنها آغاز راه است . گروههای فلسطینی که هرگز از عقبه مالی مناسب داخلی برای فعالیتهایشان برخوردار نبوده اند همواره در پی یافتن منابع مالی به دولتهای خارجی و بالاخص عربی وابستگی و گرایش داشتند . درک این موضوع و نیز فهم حالتهای روانشناختی سران دول عربی برای شناخت مسئله امروز در فلسطین و قضیه مورد بحث ما بسیار مهم و حیاتی است . بیائید باهم به سران کشورهای عربی و رفتارهای آنها نظری بیاندازیم : 1- عربستان سعودی : خاندان سعودی توسط انگلیسی ها و پس از جنگ جهانی اول بر بخش اعظم شبه جزیره حاکم شدند . حکومت آنها سلطنتی مطلقه و حکومت موروثی است . منابع نفتی سرشار آن در اختیار غربی هاست . این کشور حتی یک مجلس منتخب قانون گذار محلی ندارد و اخیرا ً زیر فشار غربی ها که بر آنند حکومت را مهار کنند ، ناچار شده با شوراهای محدود شهری موفقت کند . 2- اردن هاشمی : ملک عبدالله دوم پسر شاه حسین از نوادگان شریف حسین حاکم مکه است که انگلیسی ها برای آنکه بعدها دردسری از جانب او به خاطر خیانت همپیمانان انگلیسی اش به وجو نیاید اردن را به مانند تیولی در اختیار او قرار دادند و او را علاوه بر آن حاکم و متولی قدس نیز اعلام کردند که بعدها اردن از این ادعایش دست کشید . حکومت اردن موروثی است . 3- مصر : حکومت مصر یک دیکتاتوری – دموکراسی است . ریاست جمهوری درمصر مادام العمر است و این خود مولد نوعی دیکتاتوری سلطنتی در مصر می باشد . 4- کویت : حکومت کویت در دست شیوخی است که حکومت را مانند یک شاه اداره می کنند . 5- قطر ، بحرین و امارات متحده عربی : مشابه کویت . 6- عراق : تا پیش از اشغال عراق به لحاظ فرم حکومتی کاملا شبیه مصر بود ، با اینتفاوت که در آن یک نظام تک حزبی مبتنی بر حزب بعث با عقاید افراطی پان عربیسم حاکم بود . 7- لیبی : معمر قذافی رهبر لیبی یک کودتاچی قهار است او پس از کنار زدن علی کاتالار توانست حکومت دیکتاتوری تمام عیاری را برقرار کند . قذافی در میان سران عرب به لحاظ عقده های روانی و حس خود برتر بینی نامساعد ترین وضع را داراست . 8- سوریه : نظام تک حزبی با رئیس جمهور مادام العمر
معمر قذافی عبدالله دوم حسنی مبارک
همه رهبران کشورهای عربی داعیه حکومت و خلافت بر تمام اعراب را دارند ؛ این اصلی است که هرگز نباید آن را از یاد برد . زمان کوتاهی جمال عبدالناصر این نقش را پیدا کرد و این از روحیه خاص او ناشی می شد ، ولی پس از آن رقابت بر سر زعامت بر اعراب شدت یافت و تا به امروز همچنان ادامه یافته است . با نگاهی گذرا بر شخصیت تک تک سران عربی و در نظر گرفتن اصل فوق می توان فهمید که گروههای فلسطینی در جلب کمکهای این سران با تن دادن به پذیرش چه وضعیتی روبرو بودند . به همین دلیل است که ایران در چند سال اخیر کوشیده است تا کمکهای مسلمانان را به ملت فلسطین از کانال سازمان کنفرانس اسلامی هدایت نماید .
مهمترین راه رفع نیاز نیروهای فلسطینی ، قرار گرفتن در خدمت سران بود
یک داستان : تمام ما داستان غم انگیز ربوده شدن امام موسی صدر را شنیده ایم **. وی در سفری که چند سال پیش از سفرش به لیبی و ربوده شدنش ، به این کشور داشت برای دوستی نقل کرده بود که فذافی از او خواسته تا وی را در لبنان امیرالمومنین !!!!! اعلام کند ***و این خود از روحیات وی خبر می داد که کم و بیش در میان سران عرب وجود داشته و دارد . ارباب و رعیت !!!!!! وضعیتی که در جهان عرب ذکر کردیم خود گویای واقعیت جاری فلسطین و نشان دهنده آشکار دلیل عدم پیروزی آنها بر صهیونیستهاست . رابطه ای که میان گروههای فلسطینی و سران عرب حاکم بود یک رابطه ارباب و رعیتی است . به همین سبب تمام مناقشات میان سران عرب مستقیما ً به فلسطین سرازیر می شد و دست فلسطینی ها را به خون هم آلوده می کرد . شاید بگوئید مقصر خود فلسطینی ها هستند که این چنین خود را در اختیار سایرین می گذارند ، اما درک این مطلب تنها زمانی ممکن است که در شرایط آنها قرار داشته باشیم . این حس رعیت گونه گی پس از گذشت 60 سال مبارزه با خون فلسطینی ها عجین شده و به صورت یک فرهنگ برای آنها در آمده است ، تا آنجا که حتی امروزه از هر فرد فلسطینی که روش پیروزی ملتش را بپرسید آنرا مبتنی بر اتکای بر اعراب ( و نه مسلمانان ) می داند . بدون شک صدام نیز به عنوان یکی از سران دول عربی یکی از اربابهای ناخوانده فلسطین به حساب می آید و در این نباید شک کرد و بالطبع گروههای فلسطینی دربرابر قتل او از خود واکنش نشان می دهند . اینکه امروز فلسطینی ها و شاید حماس روی بیلبوردهای بلند عکس او را در کنار عرفات – که می دانیم عرفات آنقدرها هم که می گویند قهرمان نبوده است – به عنوان قهرمان معرفی میکنند ریشه در فرهنگ جامعه فلسطین دارد که برای ساخت دوباره آن وقت و هزینه فراوان نیاز است . در ميان کشورهای منطقه لبنان نیز چنین وضعي را تجربه کرده است ولی توانسته از زیر یوغ آن خارج شود . چه باید کرد ؟ ( تجربه امام موسی صدر ) حیات سیاسی امام صدر درلبنان همزمان با جایگیری مبارزان فلسطینی در اردوگاههای مستقر در لبنان بود . این توقف بعدها به دلیل فقدان امام صدر و هرج و مرج داخلی لبنان به فاجعه ص در همان زمان نیروهای عمدتا ً مسیحی مانند فالانژها به تحریک اسرائیل در تلاش بودند تا فلسطینی ها را از لبنان برانند و این به لحاظ امنیتی برای اسرائیل بسیار مهم بود که در کنار مرزهایش انبار باروت نداشته باشد . به دنبال این موارد درگیریهایی در داخل لبنان میان اسرائیلی ها و فلسطینی ها و نیز فالانژها و کتائب تحت فرماندهی سعد حداد و آنتوان لحد در می گرفت که نتیجه پایانی آن ویرانی روستاهای لبنانی بود . فشاری که ملت لبنان به لحاظ جانی و مالی برای فلسطینی ها متحمل می شدند خارج از تحمل و توان می نمود لذا حتی نیروهایی که هیچ سنخیتی با کتائب نداشتند نیز خواستار خروج فلسطینی ها از لبنان بودند . در همین زمان امام صدر در یک سخنرانی ضمن بر شمردن دلایل حمایت از نهضت فلسطین گفت : « ما معتقدیم که اسرائیل شر مطلق است و هرکس که با او بجنگد در مقابل اوست و بالطبع از خیر مطلق حمایت میکند . » وی کوشید سمت و جهت تفکرات گروههای لبنانی را به خطر برتر یعنی اسرائیل سوق دهد و بکوشد تا مسلمانان و مسیحیان لبنان را با رزمندگان فلسطینی – که گاهی با رفتارهای ابلهانه و از روی جهالت و نپختگی خود خشم همگان را بر می انگیختند – به یک اتحاد استراتژیک در برابر اسرائیل فراخواند . شاید اگر این امر ادامه می یافت تاثیر گذاری شیوه های امام صدر رهبران گروههای فلسطینی اسیر سران عرب را آشکار می کرد و آنها را به خود باوری می رساند ، چیزی که شعاعهای کم سویی از آن را امروز در میان نیروهای حماس شاهدیم . نگارنده بر آن است با وجود رفتارهای متفاوت غیر قابل توجیه و به سبب پیش فرضهای یاد شده در ابتدای متن ما نمی توانیم و نباید حمایتهای خود را نسبت به نیروهای مقاومت فلسطینی قطع کنیم . البته باید این حمایتها را به گونه ای اعمال نمائیم تا بتوانیم در رشد آگاهی ملتی که سالهاست در گرداب جاهلانه امید واهی به سران عرب گرفتار است ، تاثیر گذار باشیم . پی نوشتها * - مشابه این امر تا 30 سال پیش در لبنان نیز وجود داشت ولی این کشور توانست به بهره گیری از وحدت ملی زائیده افکار و تلاشهای امام موسی صدر از این دام مهیب برهد و امروزه شاهد پیروزی های بزرگ آنها در برابر صهیونیستها هستیم ، البته نباید فراموش کرد که لبنان از حیات سیاسی مستقل – هر چند پر اشکال – بر خوردار بود . ** - برای مطالعه دراین مورد می توانید به پایگاه اطلاع رسانی امام موسی صدر مراجعه کنید که در پیوندهای وبلاگ موجود است . ***- رجوع کنید به کتاب امام موسی صدر ، امید محرومان ؛ اثر عبدالرحیم اباذری
سلام بر فریادهای سرخ آزادی ، سلام بر حسین .....
|+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 17:30 |
هولوکاست ، معنا و مفهوم – قسمت چهارم
دادگاه نورنبرگ ، علتها و معلولها !! همانطور که در قسمت قبل گفتیم مجموعه عوامل سبب صعود حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان ( نازی ) و سپس ظهور دیکتاتوری بلامنازع هیتلر در آلمان شد . امروزه ما در وابستگی حزب نازی و تغذیه شدن آن با اندیشه و ثروت صهیونیستها شکی نداریم ، البته شاید این موضوع تا اندازه ای برای خواننده قابل هضم نباشد اما می توانید برای بررسی این موضوع به مقاله آقای شهبازی که در همین وبلاگ دانلود آن موجود است مراجعه کرده و خود قضاوت کنید . ظهور هیتلر در اروپا زنگ خطر را برای بسیاری از کشور ها به صدا در آورد اما آنها آنقدر دست دست کردند تا او توانست با نقض معاهده ورسای اعلام تجهیز قشون و سرباز گیری دهد و سپس ماشین جنگی خود را در اروپا به حرکت در آورد . جنگ جهانی دوم غم انگیز ترین واقعه تاریخ انسانی است ، بیش از پنجاه میلیون نفر قربانی جنگی شدند که به تمامی جنونی عده ای قدرت طلب دیوانه بود ! . جنگی که از شرق تا غرب عالم را در بر گرفت ، و در نهایت جز تغییر در وزنه های سیاسی به نفع ابرقدرتهای جدید نتیجه ای برای خلقهای محروم نداشت . وسعت جنایت آنقدر بود که امروز پس از گذشت بیش از 60 سال از آن هنوز هم جای تحلیل و بررسی های دقیق تاریخی در آن خالی است . اما در این میان و در کشاکش مجادلات تاریخی تنها یک خط قرمز وجود دارد : هولوکاست ! صهیونیستها پس از پایان جنگ و به دست گرفتن زمام سرزمینهای اشغالی فلسطین همواره با توسل به این واقعه تاریخی مجامع جهانی را در مورد جنایات بیشمارشان در فلسطین وادار به سکوت کرده اند ، و با در دست داشتن چنین حربه تا چهل سال بعد از جنگ جهانی هر حرکتی بر ضد اسرائیل را به حکم ارتباط با نازیها می کوبیدند . ما نژاد پرست نیستیم !!!! ممکن است از این نوشتار چنین استنباط گردد که ما علیه یک نژاد و له نژاد دیگر داد سخن می دهیم ، اما نگارنده این سطور با اطمینان به این تصور نه ! خواهد گفت . ما به حکم دین و ایمانمان هرگز تابع مسائل نژادپرستانه نیستیم ، آنچه ما را به بررسی هولوکاست فرا می خواند ، دوست داشتن هیتلر نیست ! بلکه ما به دنبال این موضوع هستیم تا نشان دهیم مسئله کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم – که بیشک واقعه ای مانند سایر قتل عامها بوده و آنها هم همانقدر محق در ادعای خسارت هستند که سایر ملتها – چگونه امروز به یک ابزار سیاسی در جهت بسط روابط دیپلماتیک و استفاده از سیاست مظلوم نمایی رژیم اشغالگر قدس تبدیل شده و امروز قاتلان واقعی را در لباس دادستانها میبینیم که پول خون مقتولان خویش را از جهانیان مطالبه می کنند . ما ضمن احترام به تمامی قربانیان جنگ عامگیر دوم هرگز حاضر نیستیم از این عامل در جهت پوشاندن جنایات دیگران بهره بگیریم . نورنبرگ نورنبرگ شهری در آلمان است که حافظه تاریخی اش یکی از بزرگترین و جنجالی ترین دادگاههای بین المللی را به یاد دارد . این دادگاه به بررسی جرایم علیه بشریت که توسط سران نازی آلمان اتفاق افتاده بود پرداخت و بر اساس اساسنامه معروف خود شکل گرفت و حکم صادر کرد . پیش از آنکه بخواهیم نظری درباره این دادگاه و احکام آن داده باشیم باید نظر شما را به مطالب زیر که برگرفته از اساسنامه است ، جلب کنیم : 1- عنوان دادگاه نورنبرگ : دادگاه نظامی بین المللی ( شروع 8 اوت 1945 ) 2- هدف دادگاه : تعقیب و مجازات جنایتکاران جنگی متعلق به قدرتهای اروپایی محور 3- ماده 19 : دادگاه خود را به قوانین فنی مربوط به تامین براهین مقید نخواهد کرد . دادگاه تا آنجا که ممکن است یک روند اقامه دعوای سریع ( متن انگلیسی : EXPEDITIVE ) و غیر تشریفاتی را خواهد پذیرفت و به کار خواهد برد و هر وسیله ای را که دارای ارزش اجتماعی ارزیابی کند قبول خواهد کرد . 4- ماده 21 : دادگاه طلب نخواهد کرد که برای اموری با شهرت عمومی دلیل آورده شود . همچنین مدارک و گزارشهای رسمی حکومتهای متفقین را به عنوان براهین اصیل تلقی خواهد کرد *. مطالعه و بررسی منابع دادگاه نورنبرگ نشان می دهد که این دادگاه نه محلی برای بازستاندن حقوق ملتها ، بلکه مکانی برای تصفیه حسابهای سیاستمداران و جنگ سالاران بوده است ؛ این را می توان با نگاهی به هدف تشکیل دادگاه فهمید . ما در قسمتهای قبل به اختصار از جنایتهای متفقین در جنگ جهانی دوم سخن گفتیم و خواننده گرامی می تواند برای مشاهده آن به قسمتهای قبلی مقاله مراجعه کند . در صندلی متهمان این دادگاهها هرگز سران متفقین که خود را رهایی بخش ملتها می دانستند اما دستشان به خون خلق آلوده بود به چشم نمی خورد . ادامه دارد * - گارودی ، روژه – تاریخ یک ارتداد ، ترجمه مجید شریف ، چاپ سوم با اصلاحات ، انتشارات موسسه خدمات فرهنگی رسا ، ص 112 درگذشت استاد تاریخ ، جناب آقای علی دوانی را به پژوهشگران و علاقه مندان عرصه تاریخ تسلیت می گوییم
|+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 20:35 |
هولوکاست ، معنا و مفهوم - قسمت سوم
جنگ جهانی دوم پیشتر در مورد جنگ عالمگیر دوم فهرست وار سخن گفتیم و وقایع آن را به اجمال بیان داشتیم ؛ اکنون بر آنیم تا به بررسی تحلیلی علل وقوع این جنگ و نیز ماهیت حضور هولوکاست در آن بپردازیم . آتشهای زیر خاکستر : جنگ جهانی اول با تمام اتفاقات مهلکش در تاریخ بشری به پایان رسید . بیش از 11 میلیون انسان در جنگی سراسری که از 1914 تا 1917 به طول انجامیده بود کشته شده بودند و آمار معلولان و نیز آثار جانبی جنگ برای انسانی که به گمان خویش پای در عصر تمدن نهاده بود حیرت آور و تاثر انگیز بود . برای نخستین بار در این جنگ بود که انسان از سلاحهای شیمیای علیه همنوع خود بهره برد – پیشتر آنرا تنها برای نابودی آفات مورد استفاده قرار می داد !!! – سلاحهای مخربی اختراع و به کار گرفته شد و هواپیما پای در عرصه جنگهای هوایی نهاد . پایان جنگ جهانی اول را امضای قرارداد ورسای می دانند ، قراردادی شبیه به آنچه که همیشه پیروزمندان بر مغلوبین تحمیل می کنند ، قراردادی خفت بار که آلمان و متحدان تجاوزکارش را از داشتن ارتش محروم کرد ، سرزمینهای مستعمراتی آنها را تصرف نمود و آلمان را به یک ملت بدبخت با اقتصادی بیمار مبدل کرد . اما این جنگ اثرات مهم دیگری نیز در اروپا به جای گذارد ؛ امپراتوری کهن عثمانی از هم پاشید و بر اساس منشور جامعه ملل خاکش مانند طعمه ای دهانگیر میان فرانسه و انگلستان تقسیم شد ، فرانسه در مقابل سوریه ، الجزایر و لبنان تمامی خاک اردن ، عراق ، عربستان و مصر را به انگلستان وانهاد . از طرف دیگر بلشویکهای پیرو لنین پس از کشمکشهایی که به ترور سرخ مشهور است سرانجام توانستند امپراتوری فاسد تزاری را در روسیه براندازند و بر خاک عظیم روسیه که حاصل تجاوزگریهای خاندان رومانف بود مسلط گردند . سرمایه داری جهانی که مسلما ً یهودیان ثروتمندی چون روچیلدها همواره در راس آن قرار داشتند واقعی ترین فاتحان جنگ بودند . نفوذ و دخالت آنها در جریانهای روسیه چنان مشهود بود که نازیها و هیتلر همواره نام جهود را در کنار کمونیستها می آوردند و از واژه یهودی – کمونیست استفاده می نمودند . در خلال جنگ جهانی اول سران صهیونیست اقدام به برگزاری همایشهای در سراسر دنیا نمودند ، تعداد این همایشها از 1914 تا 1917 – که سال اعلام قرار معروف بالفور است – بیش از 180 % افزایش یافت و پنج قاره را در نوردید .
پایان جنگ جهانی اول پیروزی چندانی را برای ملتهای فاتح به همراه نداشت ، آنها با وجود پیروزی ظاهری به بانکهای سرمایه داران اروپا – مانند روچیلدها – بسیار مقروض بودند و بعلاوه پیامدهای جنگ خود عاملی مهم برای آمادگی جوامع آنها برای پذیرش هر تغییر ناگهانی بود . در مورد ملل مغلوب وضع بالکل متفاوت بود ؛ آنها علاوه بر این رنجها بار سنگین خفت شکست در جنگ و پرداخت غرامت را نیز به دوش می کشیدند و میان آنها آلمان بیش از همه تحت فشار بود . تما این عوامل دست در دست هم آنها را برای پذیرش ظهور یک دیکتاتور آماده کرد و او کسی جز هیتلر نبود .
پوگرومها : در اینجا بد نیست پیش از هر سخنی در باره نحوه به اوج رسیدن هیتلر و سایر موارد به بررسی پوگرومها بپردازیم . پوگروم واژه ای روسی و به معنی قتل عام است و به طور کلی به کشتار یهودیان در دهه آخر قرن 19 و ابتدای قرن 20 میلادی در روسیه اطلاق می شود . در آن دوره بخش اعظم یهودیان اروپا در سرزمینهای تحت حاکمیت روسیه و از جمله اوکراین زندگی می کردند . در اواخر حکومت تزاری در شهرهایی مانند کیف ( KIEF ) کشتارهای ناگهانی و وحشتناکی از یهودیان صورت گرفت که علاوه بر تحریکهای لازم برای انجام این اعمال در سایر مناطق اروپا ، موجی از مهاجرت یهودیان اروپای شرقی را به سمت اروپای غربی و بالاخص آمریکا روانه ساخت . درباره ماهیت عمل کنندگان پوگرومها و یا به اصطلاح قاتلان هیچ گاه سند و مدرک معتبری ارائه نگردید و حتی امروزه صهیونیستها که بر سر قضیه هولوکاست جار و جنجال و شانتاژهای خبری فراوانی دارند عموما ً سکوت اختیار کرده اند . پلیس تزاری نیز زیاد به مسئله بها نمی داد و بدین لحاظ هیچ گاه معلوم نشد پوگرومها کار چه کسانی بوده است ؛ ولی ما امروزه می دانیم که قدر مسلم این کشتارها سود سرشاری را نصیب صهیونیسم بین الملل نمود . مهاجرت یهودیان به غرب می توانست عرصه را برای ورود سرمایه های بهتر مهیا کند . ما به خوبی می دانیم که پس از این پوگرومها بود که نسل جدیدی از این یهودیان در آمریکا پدید آمد که هر یک موجد و موسس بزرگترین لابی های ترویج فحشا و فساد بودند و پس از گذشت کمتر از چند دهه با کمک همتایان آمریکایی خود نبض امور آمریکا را به دست گرفتند و حتی توانستند همتایان آمریکایی خود را تا مقام رئیس دیوان عالی آمریکا بالا ببرند ( لوئیس براندن ) .... ادامه دارد ...
برای مطالعه قسمتهای قبلی مقاله اینجا را کلیک کنید >>>>>
مرگ صدام ، سگ دست آموز صهیونیستهای پلید را به تمام آزادگان تبریک می گوییم
|+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 23:51 |
هولوکاست ، معنا و مفهوم - قسمت دوم
به وجود آمدن هولوکاست : قبل از اینکه بخواهم در مورد اصل موضوع هولوکاست سخنی بگویم لازم است تا با هم مروری کوتاه به وقایع جنگ جهانی دوم داشته باشیم : مرحله اول : آلمان ناحیه سودت در چکسلواکی را به خود منضم نمود ( معاهده مونیخ ) قرارداد پنهانی آلمان و شوروی و حمله هر دو کشوربه لهستان سقوط ورشو و تقسیم لهستان میان آلمان و شوروی حمله آلمان به کشورهای بنلوکس ( بلژیک ، هلند و لوگزامبورگ ) و اشغال آنها دور زدن خط دفاعی معروف ماژینو و هجوم به فرانسه تصرف دانمارک و استثمار سوئد اشغال اروپای شرقی به همراهی ایتالیا ( به رهبری موسلینی ) فتح پاریس در 1941 حمله به شوروی مرحله دوم : گرفتاری در زمستان شوروی و آغاز شکستها ناکامی حمله به انگلستان علیرغم حملات وسیع موشکی آلمانها شکست نیروهای آلمان در العلمین ( افریقا ) ورود آمریکا به جنگ و پیاده شدن نیرو در نرماندی پیشروی متفقین به سمت آلمان اوج گیری عملیاتهای پارتیزانی پیروزی قاطع روسها فتح برلین و خودکشی هیتلر انفجار اولین بمب اتمی در ژاپن و خاتمه جنگ
شکی نیست که جنگ جهانی دوم تراوشات ذهنی تعدادی جانی بالفطره و بدون احساس انسانی بوده است . اما آیا می توان تمام آن جانیان را در نام هیتلر خلاصه کرد ؟ مسلما بجز هیتلر کسان دیگری نیز در این جنگ مرتکب جنایتهای همپای او شده اند ، ولی ما می دانیم که تاریخ را همواره فاتحان می نویسند ! نویسندگان صهیونیست تاریخ جنگ دوم ، که عموما ً به دول متفق آنروز و امپریالیست امروز وابسته بوده و هستند ، هرگز در آثار خود یادی از 13 فوریه 1945 نمی کنند که در آن آمریکا و انگلیس – درست مانند آنچه در عراق و افغانستان امروز می بینیم – در سدن فرانسه بیش از 200 هزار غیرنظامی را که اکثرا ً زن و کودک بودند را در آزمایش بمبهای فسفری جدید خود قتل عام کردند و یا از ماجرای غم انگیز کاتن که در آن 11000 افسر ارتش لهستان که تسلیم روسها شده بودند ، تنها در چند ساعت و یکجا قتل عام شدند و ... سایر حقایقی که بی شک زمان فراوانی برای نگارش می خواهد . اینها در تاریخ معاصر هرگز برای آنها جالب و خواندنی نیست . در کشتارهای وحشیانه جنگ دوم جهانی که بیش از 85% آنها را غیر نظامیان تشکیل می دادند ، بیش از 50 میلیون نفر کشته شدند که از این تعداد 9 میلیون نفر آلمانی و حدود 17 میلیون نفر را شهروندان شوروی تشکیل می دادند و در مجموع 28 میلیون نفر این بخت برگشتگان از نژاد اسلاو ( کشورهای روسیه ، رومانی ، یوگسلاوی و ... ) بودند . آیا با این شرح زین پس می توان هولوکاست ادعایی یهودیان را بزرگترین نسل کشی دانست . به این موضوع نیز باید توجه کرد که در آن جنگ عالمگیر بیشک یهودیان نیز کشتار فراوان داده اند ، همانطور که هندیان در خدمت ارتش بریتانیا نیز هزاران نفر را در جنگ از دست داده اند . یهودیانی که در جنگ کشته شدند عمدتا ً از اعضای ارتشهای اروپایی بودند که در راه میهنشان جان خود را از دست دادند ، در حالی که هرگز در خیالشان ادعاهای دروغین صهیونیسم بین الملل امروز نبود . پیشینه هولوکاست : اگر چه ما اعتقادی به آنچه که صهیونیستها امروزه با نام هولوکاست به خورد ملتهای جهان می دهند نداریم ولی به ناچار و برای جلوگیری از اتاله کلام از این واژه برای کشتار یهودیان استفاده می کنیم ، چرا که خواننده به آن مأنوستر و آشناتر است . جمعیت عمده یهودیان اروپا برطبق آمارهای منتشره در پیش از جنگ جهانی دوم 4-3 میلیون نفر برآورد گردیده که گاهی این آمار به 3-2 نیز کاهش یافته است ، به هر نحو ما می توانیم عدد 3 میلیون را درستتر بدانیم ، بیشتر این یهودیان ساکنان قسمتهای شرقی اروپا بوده ، و عموما در شوروی ( روسیه تزاری ) و لهستان زندگی می کردند . یهودیان اروپایی که ماجرای هولوکاست تنها به آنها منتسب است – دقت کنید که در این ماجرا اصلا ً ردپایی از مسلمانان و یا حتی یهودیانی که در سرزمینهای اسلامی زندگی می کنند نیست – در طول دوران زندگی خود در اروپا بارها مورد تعرض مسیحیان واقع شده اند که از میان این قتل عامها می توان به موارد زیر اشاره کرد : >> قتل عام در اسپانیا >> قتل عام در جنگهای صلیبی >> قتل عام در روسیه تزاری این قتل عامها عموما ً به دو دلیل بود
1 - مسیحیان ، یهودیان را قاتلان مسیح می دانستند .( البته تا پیش از فتوای پاپ !!!!!! ) ۲- پیشه یهودیان که عمدتا ً به دلیل عدم امنیت شغلی در کارهای قرار داشت که شامل اموال منقول می گردید که بالطبع طلا در درجه اول اهمیت قرار داشت ، به این ترتیب صرافی و رباخواری دو شغل عمده آنان بود و واضح است که صاحبان چنین شغلهایی به دلیل استثمار اقتصادی مردم همواره منفورند . در دوره های متاخر که عموما ً اعتقادات دینی در اروپا رنگ باخته بود ، مساله سیطره اقتصادی یهودیها مهمترین عامل این نفرت بود . بد نیست بدانیم که همیشه قربانیان این قتل عامها یهودیان بدبخت و فقیر بودند و عاملان اصلی نفرت یعنی سرمایه داران یهودی و موسسان حقیقی صهیونیسم یهودی هرگز در این آماج وحشیگری آسیبی نمی دیدند !!! این مورد حتی در جنگ جهانی دوم نیز تکرار شد و عمده یهودیانی که مانند سایر ملتها کشته شدند از طبقه زحمت کش و فقیر جامعه به حساب می آمدند ... ادامه دارد ... برای دریافت و دانلود متن فوق به صورت PDF اینجا را کلیک کنید . |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 12:55 |
|
درباره وبلاگ
![]() ... و شما را به مسئولیتی که به واسطه سوره " اسرا’ " ( من المسجدالحرام الی المسجد الاقصی ) بر دوشتان نهاده شده فرا می خوانم ، شاید بدین سخن اهمیت مسئله فلسطین و مسجدالاقصی را در تاریخ و حیات خویش درک کنید ، چراکه این مقوله مرتبت با دین ما و روش ما و اساس اعتقاداتی است که به آن ایمان داریم و بر سر آن با خدا عهد و پیمان بسته ایم و بر این راه و روش اعتقاد کامل داریم و به همین سبب است که مشاهده می کنید دعوت ما به بازگشت افکار شما به مسئله فلسطین شبیه یک دعوت سیاستمدارانه نیست که اصحاب سیاست در آن به سود و نفع خویش می اندیشند و به اینکه چه نتیجه ای عاید آنها خواهد کرد . هرگز ! دعوت ما به بازگشت در مسئله فلسطین نماز ما و ایمان ما است و در این راه آنچه لازم است متحمل خواهیم شد و بر سر آن تنها با خدای خود معامله خواهیم کرد و بدین وسیله به حضرتش تقرب خواهیم جست .
امام موسی صدر منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
شهریور 1388مهر 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 دی 1384 آرشيو موضوعی
مقاله هاسران صهیونیست یهودی تاریخ اسرائیل اخبار کتاب تدارک جنگ بزرگ گریس هال شعر و داستان کتب و مقالات عبدالله شهبازی هولوکاست مسجدالاقصی و بیت المقدس سایتهای صهیونیستی پيوندهای روزانه
قتل عام خاموش شیعیان یمنالبرهان امام موسی صدر آرشيو پیوندها پيوندها
قالب های حرفه ای وبلاگابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |