| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
چگونه مطالب وبلاگ را دانلود کنیم ؟
درباره RAPID SHAIR : فایلهای به اشتراک گذاشته شده در این صفحه را می توان از سایت RAPID SHAIR دریافت و دانلود نمود . برای این کار کافی است مراحل زیر را انجام دهید : 1- روی محل مربوطه در وبلاگ کلیک کنید 2- پس از باز شدن صفحه ، در پایین صفحه روی کلید FREE کلیک کنید و منتظر بمانید ( در بعضی سیستمها ممکن است پس از کلیک نوار زرد رنگی بالای صفحه ظاهر شود برای دانلود روی آن راست کلیک کرده و گزینه اول را انتخاب و سپس جواب پیغام ایجاد شده را مثبت کنید .) 3- برای شروع دانلود باید حروف و اعدادی را که در داخل تصویر صفحه موجود است عینا تایپ کرده و سپس کلید مربوطه را بزنید . 4- سعی شده بیشتر فایلها با فرمت PDF ارائه شوند ولی به علت بالا بودن حجم برخی و پایین آمدن سرعت دانلود ، فایلهای حجیم به صورت ZIP درآمده که می توانید با نرم افزار WINRAR آنها را باز و مطالعه کنید . 5- در صورت بروز هر گونه اشکال مورد را به مدیر وبلاگ اطلاع دهید . موفق باشید مدیریت وبلاگ NAVAEIAN
|+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 15:28 |
موسی قصاب - موشه کتساف
كتساف تا ده سالگي فقط فارسي صحبت ميكرد اما از يهوديان مهاجر عراقي، مصري و مراكش، عربي، و عبري را فراگرفت. وي از يهوديان شرقيتبار است. وي در بئرطوفيا توانست رشته كشاورزي را در دبيرستان به پايان برده و سپس به سربازي رفت و با درجه گروهبان يكم در اطلاعات ارتش بود. اما به علت تنگدستي خانواده مجبور به ترك ارتش شد. وي اولين فردي است كه از كريات ملاحي به دانشگاه راه يافت و توانست در رشته اقتصاد و تاريخ مدرك كارشناسي بگيرد. هنگام تحصيل در دانشگاه به تدريس تاريخ و رياضيات در دبيرستان پرداخت. كتساف در بيست و چهارسالگي به جوانترين شهردار شهر كريات ملاخي به دانشگاه راه يافت و توانست در رشته اقتصاد و تاريخ، مدرك كارشناسي بگيرد. هنگام تحصيل در دانشگاه به تدريس تاريخ و رياضيات در دبيرستان پرداخت. كتساف در بيست و چهارسالگي جوانترين شهردار شهر كريات ملاخي شد. پس از آن در رأس ائتلاف احزاب حيروت، الاطرر و مفدال رئيس دولت محلي يا فرماندار شد. چهار سال بعد شكست سختي خورد. در سال 1976 مجدداً فرماندار شد و تا سال 1981 به همين سمت باقي ماند. كتساف مقالههاي زيادي را در روزنامه "يديعوت آحرونوت" به چاپ رسانيده است؛ كتابهاي "از مسكن موقت كيسنا تا مناصب دولتي" و "بعضي نوشتههاي مناخيم ميكلسون روزنامهنگار" از كتابهاي اوست. در سال 1977 كتساف توانست از سوي حزب ليكود به كنست راه پيدا كند. در كنست نهم كه از سوي مناخيم بگين، جهت تشويق يهوديان ايران براي مهاجرت به سرزمينهاي اشغالي، به ايران سفر كرد. از سال 1981 تا 1984 وزير اسكان و امور زيربنايي شد و از 1996 تا 1999 وزير جهانگردي و معادن و نخستوزير و همچنين وزير امور اعراب شد. در اوت سال 2000 پس از استعفاي وايزمن از رياست جمهوري مجدداً خود را نامزد رياست جمهوري كرد و توانست شيمون پرز را شكست داده و دومين رئيسجمهور شرقيتبار پس از اسحاق شامير شود. البته نبايد از حمايت حزب شاس در پيروزي او چشمپوشي كرد. او رئيس "تسعبري بينايبيريث" كه يك سازمان يهودي جهاني است و در سال 1843 در آمريكا تأسيس شده و همچنين رئيس كميته دانشجويان "گاهل" جنبش آزادگان حيروت در دانشگاه عبري، رئيس كميته برنامهريزي تحصيلي در مؤسسات آموزش عالي، رئيس سازمان يهوديان ايراني داخل اسراييل، عضو هيأت امناي دانشگاه بنگوريون در نقب نيز ميباشد. همچنين داراي دكتراي افتخاري از دانشگاه نبراسكا آمريكا، قويترين حمايتكننده رژيم صهيونيستي در تهديد منطقه و ترور مسلمانان است. وي هم اكنون نخست رئيس جمهور رژيم صهيونيستي است و اخيراً در سفر خود به ايتاليا جمهوري اسلامي را متهم كرده است كه بيشتر حملات عليه اسرائيل را در كرانه باختري و نوار غزه حمايت و پشتيباني مي كند. چندي پيش نيز محافل صهيونيستي تبليغات كردند كه راديو صداي داوود ايارن از وي درخواست مصاحبه كرده است كه اين مساله از سوي اين راديو تكذيب شد. عملکرد: وي اولين فردي است كه از كريات ملاحي به دانشگاه راه يافت.كتساف در بيست و چهارسالگي جوانترين شهردار شهر كريات ملاخي شد.در اوت سال 2000 پس از استعفاي وايزمن از رياست جمهوري مجدداً خود را نامزد رياست جمهوري كرد و توانست شيمون پرز را شكست داده و دومين رئيسجمهور شرقيتبار پس از اسحاق شامير شود. كتساف مقالههاي زيادي را در روزنامه "يديعوت آحرونوت" به چاپ رسانيده است؛ كتابهاي "از مسكن موقت كيسنا تا مناصب دولتي" و "بعضي نوشتههاي مناخيم ميكلسون روزنامهنگار" از كتابهاي اوست. در كنست نهم از سوي مناخيم بگين، جهت تشويق يهوديان ايران براي مهاجرت به سرزمينهاي اشغالي، به ايران سفر كرد. داراي دكتراي افتخاري از دانشگاه نبراسكا آمريكا، قويترين حمايتكننده رژيم صهيونيستي در تهديد منطقه و ترور مسلمانان است . چندی پیش افشای روابط غیر اخلاقی او با منشی اش ، وی را در تیتر اول روزنامه ها قرار داد و وادار به استعفا نمود . |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 15:16 |
شارون - آریل
پدرش دوست داشت شارون در رشته كشاورزي درس بخواند. به همين منظور او را از كودكي به مزارع موشاو (نوعي مزارع اشتراكي) براي كار كردن مي برد. اما خلاف رأي پدر رشته كشاورزي را دوست نداشت. مدرك كارشناسي حقوق را از دانشگاه عبري قدس و كارشناسي ارشد همان رشته را از دانشگاه تلآويو دريافت كرد. شارون 14 ساله بود كه به گروه تروريستي هاگانا پيوست. در سال 1947 عضو پليس شهركهاي يهودي بود. در بيست سالگي وي، جنگ 1948 كه به اشغال بسياري از سرزمينهاي فلسطيني منجر شد، شروع و او در جنگ شركت كرد. در اين جنگ او سمت فرماندهي پيادهنظام را در بخش اسكندريه بر عهده داشت. در آغاز سال 1949 فرمانده يك گروهان بود. اما در سال 1951 افسر فرماندهي گردان اطلاعات مركزي بود. از سال 1953-1952 در دو موضوع تاريخ و خاورميانه در دانشگاه عبري قدس تدريس كرد و در همان زمان فرمانده يگان ويژه 101 بود. يگاني كه به خواست او از زندانيان محكوم به مرگ تشكيل شد تا كشتار فلسطينيان را آنگونه كه دلخواه او بود انجام دهند. نخستين قتل و عام اين گردان به فرماندهي او در يورش به روستاي مرزي "القبيه" بود كه كشتار وسيعي به راه انداخت و 69 فلسطيني را كه اكثراً زن و بچه بودند، به طرز بسيار فجيعي كشت و 41 منزل را ويران كرد. در سال 1954 اين گردان با گردان چتربازها ادغام شد و او در سمت فرماندهي گردان جديد فعاليتهاي تروريستي خود را هم عليه فلسطينيان و هم عليه كشورهاي عربي ادامه داد شارون در سال 1956 با سمت فرماندهي تيپ زرهي و به همراه گروه تروريستي خود ، گذرگاه "المتيله" را اشغال كرد . وي تا سال 1964 در اين سمت بود . اما دراين مدت اختلافات زيادي با روساي خود در آن موقع از آن جمله موشه دايان كه رياست ستاد ارتش را به عهده داشت ، پيدا كرد . تمام اين اختلافات بخاطر اشغال المتيله بود كه ظاهراً هيچ سودي براي رژيم صهيونيستي نداشته وموجب شده بود كه ضررهاي زيادي را هم از بابت اين اشغال متحمل گردد . سرانجام در سال 1964 براي ادامه تحصيل به فرانسه رفت تا در رشته علوم سياسي تحصيل كند . پس از بازگشت از فرانسه تا سال 1969 فرماندهي ارتش شمال را بر عهده داشت . از سال 1973 - 1969 فرماندهي ارتش جنوب به او واگذار شد . او كه سنگدلي و آدم كشي را در تمام عمليات از خود نشان داده بود با آنكه در جنگ 1973 رژيم صهيونيستي از اعراب شكست سختي خورده بود اما بدليل اقدامات جنايتكارانه اش عليه اعراب در صحراي سينا سربازانش به وي لقب پادشاه دادند . از همين جنگ بود كه وي از ارتش استعفاء داد و گام به عرصه سياست نهاد . شارون كه در سال 1970 قتل عام خونين و گسترده اي را براي جلوگيري قيام مردم غزه انجام داده بود به سال 1974 در اولين انتخابات پارلماني خود ، از سوي حزب تندروي ليكود توانست به كنست راه پيدا كند . در سال 1975 اسحاق رابين او را به عنوان مشاور نظامي خود انتخاب كرد . در انتخابات سال 1977 شارون بدليل محبوبيت زيادي كه در اثر كشتار فسطينيان نزد صهيونيستها داشت ، در راس فهرست نامزدهاي مستقل ، به كنست راه پيدا كرد . مناخيم بگين در اين دوره او را به سمت وزير كشاورزي وشهرك سازي منصوب كرد . زمان تصدي وزارت كشاورزي او با اشغال بيشتر زمين هاي فلسطينيان و صرقت آبهاي آنان هم زمان شد و وي توانست كشاورزي رژيم صهيونيستي را با پشتيباني آمريكا متحول سازد و شهرك سازي در اين زمين هاي اشغالي شتاب بيشتري گرفت . پس از آنكه در اردن ، ارتش اين كشور به اردوگاه هاي فلسطيني يورش برد و سپتامبر سياه را در تاريخ فلسطين رقم زد . نيروهاي مقاوت فلسطين به لبنان رفتند و در جنوب لبنان مستقر شدند . پس از تصويب يك حمله همه جانبه به جنوب لبنان توسط دولت رژيم صهونيستي ، آريل شارون در سال 1981 به وزارت جنگ برگزيده شد . در سال 1982 ارتش تروريستي اين رژيم با تجهيزات و سلاحهاي اهدايي آمريكا ، انگليس و فرانسه و پشتيباني سياسي ، تبليغي و اطلاعاتي رژيم هاي استكباري به ويژه آمريكا، بيروت پايتخت يك كشور عربي را پس از بيت المقدس به اشغال خود در آورد . شارون در همين سال كشتار وحشيانه ي صبرا و شتيلا را در پرونده سراسر جنايات خود وارد كرد . قتل عام وسيعي از زنان و كودكان و مردان در اين دو روستا به راه انداخت و در نزد جهانيان به قصاب صبرا وشتيلا معروف شد . عمق فجايع آنچنان بود كه دولت رژيم صهيونيستي براي آرام كردن اوضاع و تنشهاي ايجاد شده او را از وزارت جنگ بركنار نمود . شارون از سال 1988ـ 1984 وزير صنايع بازرگاني بود . پس از انتخابات 1966 به وزارت شهرك سازي و اسكان برگزيده شد . در زمان وزارت او، علي رغم تمام مخالفتهاي داخلي و خارجي (كه اكثراً بازي سياسي بود ) به ساختن شهركها در سرزمينهاي اشغالي و اسكان صهيونيستهاي تازه وارد در آن ادامه داد . در اصلاح اين كابينه به وزارت امور خارجه منصوب گرديد. شارون در ششم فوريه 2001 به بالاترين منصب رژيم صهيونيستي يعني سمت نخست وزيري دست يافت . اين مسئله براي او مجالي بوجود آورد تا به كشتار وقلع وقمع فلسطينيان ادامه دهد . او كه با حضور خود در مسجد الا قصي موجب خشم مسلمانان و شروع انتفاضه الا قصي شده بود پيش از نخست وزيري قول داد كه كار فلسطينيان را در 100 روز تمام كند و رژيم اسرائيل را در منطقه تثبيت كند . اما او تنها به هر چه بيشتر كشتن فلسطينيان پرداخت و روزي نشد كه فسطينيان شهيد نشوند و وي مجدداً در سال 2002 به نخست وزيري رسيد . دست آوردهاي دوره نخست وزيري شارون : 1- شكست اقتصادي (بالاترين نرخ تورم ، افزايش هزينه مقوله امنيت ، افزايش بيكاري ، كاهش سرمايه گذاري خارجي ، كاهش توليدات داخلي ، كاهش صنعت جهانگردي) 2- شكست امنيتي ( عدم سركوب و خاموش ساختن انتفاضه الا قصي ، فراخواني نيروهاي احتياط ، افزايش موج عمليات استشهادي ) 3- شكست سياسي ( ناتواني در خاموش ساختن قيام مردم فلسطين ، از بين رفتن كامل زمينه هاي صلح (سازش)) 4- بي اعتباري بيشتر در افكار عمومي جهان به علت كشتار جنين و شهركهاي ديگر فلسطينيان سرانجام زندگی ننگین او با مرگ مغزی اش در سال 2004 پایان پذیرفت . |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 15:2 |
پرز - شیمون
در بين سالهاي 1944-1941 دبيركل جوانان كارگر بود. در سال 1947 به گروه هاگانا ملحق شد و وظيفه اصلي او خريد اسلحه بود. بعد از جنگ سال 1948 به عنوان رئيس نيروي دريايي ارتش اسراييل منصوب گشت. در بين سالهاي 1952-1950 در رأس هيأتي از سوي وزارت جنگ به ايالات متحده رفت. مأموريت او توسعه روابط نظامي با آمريكا بود. بين سالهاي 1953 و 1959 وي دبيركل وزارت جنگ بود. در اين مرحله مسئوليت تعدادي از پروژهها، نظير توسعه صنعت هوايي و توسعه روابط با فرانسه و ساخت كارخانهي هستهاي ديمونا را بر عهده گرفت. در آن زمان بود كه روابط عميقي با موشه شاريت و گلداماير برقرار كرد. در سال 1959 از طريق حزب ماپاي وارد كنست شد و به عنوان معاون وزير جنگ منصوب گشت و تا سال 1965 در اين منصب باقي ماند. وي در سال 1965 اقدام به تأسيس حزب رافي كرد و به عنوان معاون دبيركل حزب منصوب گشت. در سال 1968 او نخستين گامها را جهت ادغام حزب رافي با ماپاي و تشكيل حزب كارگر اسراييل برداشت. از 1950-1948 رئيس خدمات دريايي در ارتش بود. در سال 1999 به طور موقت رئيس كنست شد. پرز از نزديكان بنگوريون بود و او را در درگيري با لوي اشكول (با آنكه خود معاون اشكول بود) همراهي كرد. از سال 1990 به بعد به خاطر فعاليتهايش در ارتش لقب مارشال خاورميانه را او دادند. از سال 1965-1960 پست معاونت وزارت جنگ را پذيرفت. اما در سال 1965 از سمت خود استعفا داد. در سال 1969 در دولت گلداماير به عنوان وزير مشاور انتخاب شد. بين سالهاي 1974-1970 پست وزارت راه و ترابري را بر عهده گرفت. سپس در سال 1974 وزير اطلاعات عمومي شد. پس از استعفاي گلداماير در سال 1974 نامزد نخستوزير شد. اما در رقابت با اسحاق رابين شكست خورد. از سال 1977-1974 به عنوان وزير جنگ منصوب گشت و مسئوليت بازسازي ارتش را پس از جنگ 1973 و مسئوليت برقراري توافق با جنبش راستگرا و تندروي گوش آمونيم را بر عهده گرفت. وي در همين ايام راه ايجاد شهركها را در قلب كرانهي باختري هموار كرد. در سال 1977 پس از استعفاي رابين از پست نخستوزيري، حزب كارگر او را به عنوان نامزد نخستوزيري معرفي كرد. اما به دليل شكست حزب كارگر در انتخابات، از رسيدن به اين پست بازماند، اما او همچنان رهبر حزب خود باقي ماند. در انتخابات 1984 با ليكود براي تصاحب پست نخستوزيري به توافق رسيد و تا سال 1986 در اين سمت بود. وي در سال 1986 معاون نخستوزير و وزير امور خارجه شد. گفته ميشود او در سال 1987 با شاهحسين اردني براي صلح به توافق رسيده بود، اما اسحاق شامير اين توافق را رد كرد. پرز در دوران نخستوزيري اسحاق شامير (1990-1988) پست وزارت دارايي را بر عهده گرفت. در سال 1990 همراه به حزب خود از ائتلاف حاكم كناره گرفت و مجدداً رهبر حزب مخالفين شد. ولي در مقابل اسحاق رابين شكست خورد و رهبري حزب را از دست داد. در جولاي 1992 پس از انتخاب مجدد دولت، پرز به سمت وزير امور خارجه دست يافت. در سال 1994 همراه با اسحاق رابين و ياسر عرفات موفق به اخذ جايزه صلح نوبل شد. در پنجم نوامبر 1995 به دنبال ترور اسحاق رابين، تا 22 نوامبر همان سال پرز به عنوان كفيل نخستوزير بود. سپس با تصويب كنست به عنوان نخستوزير و وزير دفاع سوگند خورد و تا انتخابات ماه مي 1996 در اين دو پست باقي ماند. در اين زمان پرز با وجود عمليات شهادتطلبانه توسط فلسطينيان براي ادامه روند سازش تلاش ميكرد. از ژوئن 1997 ايهود باراك به عنوان رئيس حزب كارگر جانشين او شد. پرز از 1999-1996 عضو كميسيونهاي امنيت و امور خارجي كنست بود. از ژولاي 1999 تا مارس 2001 وزير همكاري منطقهاي بود و در سال 2001 به عنوان وزير امور خارجه شارون تعيين گرديد. از او تاكنون چندين كتاب و مقاله چاپ شده است. مهمترين كتاب او "خاورميانه جديد" است كه به فارسي ترجمه شده است گرچه پرز را امروز محافل علمي به عنوان يك شخصيت علمي قلوداد مي كنند ليكن وي نيز مانند تمام رهبران رژيم صهيونيستي داراي سابقه بسيار سياهي مي باشد. عملکرد: در سال 1940 به همراه همفكرانش كيبوتس الوموت را تأسيس كرد. در سال 1947 به گروه هاگانا ملحق شد و وظيفه اصلي او خريد اسلحه بود.در بين سالهاي 1952-1950 در رأس هيأتي از سوي وزارت جنگ به ايالات متحده رفت. مأموريت او توسعه روابط نظامي با آمريكا بود. بين سالهاي 1953 و 1959 وي دبيركل وزارت جنگ بود. در اين مرحله مسئوليت تعدادي از پروژهها، نظير توسعه صنعت هوايي و توسعه روابط با فرانسه و ساخت كارخانهي هستهاي ديمونا را بر عهده گرفت. در آن زمان بود كه روابط عميقي با موشه شاريت و گلداماير برقرار كرد. وي در سال 1965 اقدام به تأسيس حزب رافي كرد و به عنوان معاون دبيركل حزب منصوب گشت. در سال 1968 او نخستين گامها را جهت ادغام حزب رافي با ماپاي و تشكيل حزب كارگر اسراييل برداشت. پرز از نزديكان بنگوريون بود و او را در درگيري با لوي اشكول (با آنكه خود معاون اشكول بود) همراهي كرد. از سال 1977-1974 به عنوان وزير جنگ منصوب گشت و مسئوليت بازسازي ارتش را پس از جنگ 1973 و مسئوليت برقراري توافق با جنبش راستگرا و تندروي گوش آمونيم را بر عهده گرفت. وي در همين ايام راه ايجاد شهركها را در قلب كرانهي باختري هموار كرد. در سال 1977 پس از استعفاي رابين از پست نخستوزيري، حزب كارگر او را به عنوان نامزد نخستوزيري معرفي كرد. اما به دليل شكست حزب كارگر در انتخابات، از رسيدن به اين پست بازماند، اما او همچنان رهبر حزب خود باقي ماند. در انتخابات 1984 با ليكود براي تصاحب پست نخستوزيري به توافق رسيد و تا سال 1986 در اين سمت بود. گفته ميشود او در سال 1987 با شاهحسين اردني براي صلح به توافق رسيده بود، اما اسحاق شامير اين توافق را رد كرد. در سال 1994 همراه با اسحاق رابين و ياسر عرفات موفق به اخذ جايزه صلح نوبل شد. پرز با وجود عمليات شهادتطلبانه توسط فلسطينيان براي ادامه روند سازش تلاش ميكرد. از او تاكنون چندين كتاب و مقاله چاپ شده است. مهمترين كتاب او "خاورميانه جديد" است كه به فارسي ترجمه شد |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 14:51 |
هولوکاست
دوستان سلام به بهانه برگزاری همایش هولوکاست در تهران دیدم بد نیست ما هم به این موضوع که در ارتباط کامل با وبلاگ ماست بپردازیم در همین رابطه می توانید مقاله زیر را مطالعه فرمائید :
واژه هولوکاست به معنای قربان بزرگ است ، فرهنگ نامه لاروس در تعریف هولوکاست می نویسد :
« قربان متداول یهودی ، که در ان قربانی به طور کامل طعمه آتش می گردید . » واژه های دیگری را هم می توان برای این منظور به کار برد .... |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 14:50 |
هولوکاست ، معنا و مفهوم - قسمت نخست
واژه هولوکاست به معنای قربان بزرگ است ، فرهنگ نامه لاروس در تعریف هولوکاست می نویسد : « قربان متداول یهودی ، که در ان قربانی به طور کامل طعمه آتش می گردید . » واژه های دیگری را هم می توان برای این منظور به کار برد و می توان بلاخص از آن برای جستجو در اینترنت یاری گرفت ، کلماتی مثل شوآه (SHOAH ) که لفظ عبری هولوکاست است و ژنوسید (GENOCIDE) به معنای نسل کشی . نسل کشی به طور عام نابودی روشمند یک گروه قومی از طریق قلع و قمع تعریف می گردد . در تاریخ نمونه های فراوانی از این واقعه را می توان مشاهده کرد . در دوران معاصر که تاریخ آن بهتر و کاملتر از سایر اعصار ضبط و نگهداری شده است می توان به این موارد اشاره کرد : کشتار 60 میلیون سرخ پوست در طی قرون 18 و 19 در آمریکا به دست سفیدپوستان آمریکایی کشتار 100 میلیون سیاه پوست آفریقایی که به شکل برده به آمریکا برده شدند قتل عام ارامنه به دست دولت عثمانی در سالهای نخستین قرن 20 قتل عام بر اثر گرسنگی ایران به دست دولت انگلستان در سالهای جنگ جهانی اول ( 8 میلیون نفر ) قتل عام فلسطینی ها به دست رژیم صهیونیستی بلاخص در دهه های 50 و 60 قرن 20 قتل عام غیر صربها و بلاخص مسلمانان بوسنی و هرزگوین به دست صربها و... اما امروزه به طور خاص واژه هولوکاست و نسل کشی را برای یهودیانی به کار می برند که گفته می شود 6 میلیون نفر از آنها در خلال جنگ دوم جهانی به دست آلمان هیتلری قتل عام شده اند . البته خواننده می تواند در لیستی که در بالا ارائه شده به مقایسه با قضیه یهودیان برخیزد و معنای قربان بزرگ را صرف نظر از صحت و یا سقم ادعای صهیونیستها بررسی نماید . اما به هر حال این ادعا باعث شده است تا همواره صهیونیستها ندای مظلومیت خویش را در شیپور کنند و حتی تا همین چند ماه پیش نیز از دولتها طلب خسارت نمایند . اکنون باید به بررسی این عامل پرداخت تا دریافت این قضیه از کجا آب می خورد .... ادامه دارد |+| نوشته شده توسط جواد نوائیان رودسری در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 14:37 |
|
درباره وبلاگ
![]() ... و شما را به مسئولیتی که به واسطه سوره " اسرا’ " ( من المسجدالحرام الی المسجد الاقصی ) بر دوشتان نهاده شده فرا می خوانم ، شاید بدین سخن اهمیت مسئله فلسطین و مسجدالاقصی را در تاریخ و حیات خویش درک کنید ، چراکه این مقوله مرتبت با دین ما و روش ما و اساس اعتقاداتی است که به آن ایمان داریم و بر سر آن با خدا عهد و پیمان بسته ایم و بر این راه و روش اعتقاد کامل داریم و به همین سبب است که مشاهده می کنید دعوت ما به بازگشت افکار شما به مسئله فلسطین شبیه یک دعوت سیاستمدارانه نیست که اصحاب سیاست در آن به سود و نفع خویش می اندیشند و به اینکه چه نتیجه ای عاید آنها خواهد کرد . هرگز ! دعوت ما به بازگشت در مسئله فلسطین نماز ما و ایمان ما است و در این راه آنچه لازم است متحمل خواهیم شد و بر سر آن تنها با خدای خود معامله خواهیم کرد و بدین وسیله به حضرتش تقرب خواهیم جست .
امام موسی صدر منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
خرداد 1387اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 دی 1384 آرشيو موضوعی
مقاله هاسران صهیونیست یهودی تاریخ اسرائیل اخبار و غیره کتاب تدارک جنگ بزرگ گریس هال شعر و داستان کتب و مقالات عبدالله شهبازی هولوکاست مسجدالاقصی و بیت المقدس سایتهای صهیونیستی پيوندهای روزانه
قتل عام خاموش شیعیان یمنالبرهان امام موسی صدر ارتباط با جهان تشیع آرشيو پیوندها پيوندها
قالب های حرفه ای وبلاگابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |